پنج شنبه - 2017 نوامبر 23 - 5 ربيع الاول 1439 - 2 آذر 1396
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 98709
تاریخ انتشار : 7 اردیبهشت 1395 10:22
تعداد مشاهدات : 1458

مدرسه علمیه بقیه اله الاعظم (عج) ، نسیم شهر

تأثیر تغذیه بر روح و روان ، مدرسه علمیه بقیه الله الاعظم (عج) نسیم شهر

با تعاریفی که از واژه غذا و اهمیت تغذیه روحی و تأثیر آن بر روح و روان مطرح شد چنین استفاده می شود که خالق متعال خکمتش بر خلق موجودی به نام انسان که احسن الخالقین است تعلق گرفته که از دو بعد جسمانی و روحانی تشکیل شده است. خداوند متعال، خوراکهای حلال و حرام را به صورت کامل و با بیانی روشن در قرآن مطرح نموده است تا انسانها دچار سردرگمی برابر تشخیص حلال و حرام نشوند غذای حلال و حرام آثار و پیامدهایی دارد که مستقیماً بر روح و روان انسان تأثیر می گذارد لذا شناسایی آنها در حوزه پیامدهای حلال که سبب سلامتی روحی یا در حوزهٔ پیامدهای حرام که سبب بیماریهای روحی می شود و انسان در استفاده از غذای خود باید دقت کافی و لازم را داشته باشد.

تأثیر تغذیه بر روح و روان

 پژوهشگر : سکینه رافعی

چکیده :

عنوان تحقیق تأثیر تغذیه بر روح و روان می باشد که از دیدگاه روانشناسی اسلامی تحقیق مختصری راجع به آن انجام شده است توجه به تغذیه حلال و حرام یکی از ضروری ترین بحث ها در زندگی انسان است. زیرا تأثیراتی که از آنها به جا می ماند در وجود و سعادت شخص اثر مستقیمی خواهد داشت لذا با بررسی تأثیر تغذیه در روح و روان از منظر اسلام سعی شده به این موضوع پرداخته شود.

در این تحقیق ابتدا تعریف مفاهیم، اهمیت تغذیه روحی، ملاکهای حلیت و حرمت غذاها، تأثیر تغذیه حلال در سلامتی روح و روان ، تأثیر تغذیه حرام بر بیماریهای روحی و روانی از دیدگاه آیات و روایات و نظر روانشناسان اسلامی بیان شده که امید است مورد توجه قرار گیرد.

در زمینه تغذیه کتابهای زیادی مانند مفاسد مال و لقمهٔ حرام، خوراکهای حلال و حرام، رزق و روزی از دیدگاه قرآن و ... به رشته تحریر در آمده است.

از این رو تغذیه به عنوان مهم ترین عامل سلامتی، تأثیر بسزایی در روند تکامل روح و جسم و مانع از بیماری های روحی و روانی است.

 

واژگان کلیدی : تغذیه حلال حرام تأثیر سلامت بیماری- روح و روان

 

مقدمه :

موضوع تحقیق تاثیر تغذیه در روح و روان از دیدگاه روانشناسی اسلامی که وابسته به علم اخلاقی و روانشناسی است.

تغذیه مجموعه ای از مراحل متعدد و گوناگون است که در طی آن موجود زنده مواد لازم و ضروری، جهت ادامهٔ حیات، رشد و تجدید سازنده های بدن را از محیط خود دریافت کرده و به مصرف می رساند. باتوجه به پیچیدگی انسان و نیاز او به تغذیه سالم و گسترش دانش تغذیه و توجه به رابطه تغذیه در روح و روان که می تواند در بهبود تأمین نیازهای متنوع انسان تأثیرگذار باشد لذا اگر به امر تغذیه و تأثیرات آن توجه نشود آثار جبران ناپذیری مانند قساوت قلب، خشم ، عصبانیت ، کم خوابی و ... را به دنبال خواهد داشت.

هدف از بررسی این موضوع بررسی تأثیرات مثبت و منفی تغذیه حلال و حرام، اطلاع رسانی، آگاهی دادن تهیه جزوات مختلف و در اختیارگذاشتن آن در موسسات آموزشی و مکانهای عمومی و تشویق مردم به تغذیه ی حلال می باشد که داشتن سلامتی روحی و روانی موجب برقراری آرامش فکری در خود فرد شده و به دنبال آن جامعه به آرمانهای خود نزدیک می شود.

موضوع تغذیه به ابتدای خلقت انسان بر می گردد اگرچه کیفیت و نوع تغذیه متفاوت بوده است در این راستا کتابهای زیادی به رشته تحریر درآمده است از جمله مفاسد مال و لقمه ی حرام اسماعیل گوهری، خوراکهای حلال و حرام مژگان پورقاسم میانجی، رزق و روزی از دیدگاه قرآن و روایات علی متین که در این کتابها بیشتر به بحث حرام پرداخته شده مختصرات اشاره کمی به  حلال شده است لذا در این مقاله سعی شده است که به طور منسجم به تأثیر تغذیه حلال و حرام بر روح و روان پرداخته شود.

در این تحقیق ابتدا به تعریف مفاهیم، اهمیت تغذیه روحی ، تأثیر تغذیهٔ حلال بر سلامت روان و تأثیر تغذیه حرام به بیماری های روحی و روانی پرداخته می شود که امید است مورد استفاده و جلب توجه خوانندگان گرامی واقع گردد.

مفهوم شناسی:

مفهوم لغوی تغذیه :

تغذیه : (غذو)، غذا ، یَغذَوَ ، غذواً ، الرجلَ بالطعام : غذا به او داد

الغَذاءِ: خوراک ، غذا ، خوردنی و نوشیندنی، ج اغذیَة.1

خورش دادن پروزا بندن ، پروردن.2

 

مفهوم اصطلاحی تغذیه

 تغذیه ممجوعه ای از مراحل متعدد و گوناگون است که در طی آن موجود زنده مواد لازم و ضروری جهت ادامهٔ حیات، رشد و تجدید سازنده های بدن را از محیط خود دریافت کرده و به هدف می رساند.3

 

مفهوم لغوی حلال

اصل آن از حلّ به معنای بازکردن و گشودن گره است.4

جایز ، مباح ، طیب ، طیبه5

 

مفهوم اصطلاحی حلال

حلال را از این جهت حلال گفته اند که کلمه (حلّ) در اصل به معنای بازکردن گره است، هم چنان که در مقابل آن کلمهٔ (عَقَدَ) به معنای گره زدن است و گره بازکردن نوعی آزادی است و حلال بودن چیزی برای انسان نیز نوعی آزادی است.6

مفهوی لغوی حرام

(ح ر م) به کسره الحرم به معنی حرام است و جمع آن حرم می باشد حرم علیه : آنچه که حلال سنت.7

 

مفهوم اصطلاحی حرام

حرام به معنای ممنوع است، وقتی می گویند فلان کار حرام است، معنایش این است که ارتکاب آن ممنوع است.8

بر طبق گفتار ارزشمند حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم حرام آن چیزی است که خداوند حرام کرده است (والحرام ما حرّم الله فی کتابه)9

مفهوم لغوی سلامت

بی گزند شدن، از عیب و آفت رهایی یافتن، تندرستی و بی عیبی.10

 

مفهوم اصطلاحی سلامت

وضعیت عادی جسم یا روح و حالتی که اعمال بدن به موقع و به طور موثر انجام می شود.11

 

مفهوم لغوی روان

جان ، روح، نفس 12

 

مفهوم اصطلاحی روان

در وجود انسان نیز وی دیگری غیر از جشم نهفته است که به آن روح گفته می شود.13

 

مفهوم لغوی بیمار :

رنجوری ، مرض ، ناخوشی14

مفهوم اصطلاحی سلامت روان

عبارت است از پیشگیری بیماریهای روانی و سالم سازی محیط روانی اجتماعی است تا افراد جامعه بتوانند با برخورداری از تعادل روانی با عوامل محیط خود رابطه و سازگاری صحیح برقرار کرده ، تا بتوانند به هدفهای اعلای تکامل انسانی برسند.15

سلامت روانی عبارت است از اجرای موفق عملکرد روانی که به فعالیت های سازنده، ارتباطات رضایت بخش با دیگران و توانایی سازگاری با تغییرات و کنار آمدن با نامیلات منجر می شود.16

 

مفهوم اصطلاحی بیماری روحی و روانی

واژه بیماری روانی به همه اختلالات و نابهنجاریهای روانی قابل تشخیص اطلای می شود اختلالات روانی حالاتی مزاجی اند که ویژگی تغییر و دگرگونی در تفکر، خلق و خوه رفتار یا ترکیبی از آنها دارند که با ناراحتی و یا اختلال در عملکرد همراه است.17

 

اهمیت تغذیه روحی از دیدگاه قرآن و روایات

قرآن کریم در خصوص بعد جسمانی انسان که جایگاه و میزبان روح مقدسی است که از جانب خالق یکتا در این کالبد جسمانی دمیده شده است، اهتمام ویژه ای دارد و در پی آن آگاهی از اصول تغذیه صحیح به منظور بهره مندی از یک تغذیه مناسب و حفظ و صیانت از امانت ارزشمند الهی از هرگونه بیماری امری کاملاً ضروری به شمار می رود.

انسان با علم به ابعاد نفس و ظرائف و لطائف و تاثیر‍پذیری آنها برهم ، قادر خواهد بود که در طول زندگانی و حیات دنیوی خود از حداکثر توان و ظرفیت روحی و جسمی خود در جهت پرورش و اعتلای روح الهی به نهایت رشد و کمال بهره مند گردیده و از امانت الهی به طور شایسته پاسداری کرده و شکر نعمت های خدا را آن طور که باید به جا آورد.

بی تردید لازمه رسیدن به چنین هدفی بهره مند از سلامت تن و روان است که نوع غذا او روش تغذیه، نقش اساسی در تحقق آن ایفا می کند.

تغذیه صحیح علاوه بر حفظ سلامتی آثار زیاد و متنوعی بر روح و جسم انسان می گذارد . خداوند در قرآن انسان را به خوردن روزی پاک و حلال سفارش می کند18 « یا ایها الناس کلو مما فی الارض حلالاً طیباً» 19(ای مردم بخورید از آنچه در زمین پاک و حلال است).

تغذیه در رشد و کمال از چنان اهمیتی برخوردار است که قرآن صریحاً انسان را به توجه و نگاه به غذای خود سفرش می کند . (فَلیَنظرِالانِسانُ الیَ طعَامِهِ)20 پس انسان باید به خوراک خود بنگرد.

تفسیر البرهان در ذیل آیه شریفه روایتی را نقل می کند که اهمیت غذای روح و ضرورت توجه به آن را خاطرنشان می کند :

«عن زید الشَّحامِ عَن اَبِی عَبدِاللهِ علیه اسلام في قَولِ اللهِ عَزَّ و جَلَّ قُلتُ : ما طَعَامُهُ ، قال عِلمُهُ الَّذِی یأخُذُهُ عَمَّن یَاخُذُهُ »

علامه حسن زاده آملی در مورد تفسیر طعام به علم توسط امام سجاد علیه السلام می گوید :

این نکته [یعنی] تفسیر طعام به علم بسیار دقیق و شریف است و سر این تفسیر این است که موضوع انسان است و اطعام انسان علم است، چه آکل و شرب دون مقام انسان است که غذای حیوانی است تفسیرالفرقان بعد از آن که حدیث فوق را از امام سجاد علیه السلام نقل کرده و آن را تفسیری موسع و یا تأویل از جانب امام (علیه السلام) دانسته است ، دربارهٔ ضرورت توجه به غذای روح از طریق اولویت چنین می نویسید :

فثم اذا ما کان النظر الی طعام الابدان واجباً شرعاً . فهل تری النظر الی طعام الارواح لیس واجباً و البدن مدرسة الروح و قنطرة لکماله ؛ پس زمانیکه دقت نمودن در خوراک بدن ها واجب شرعی باشد، آیا دقت کردن در خوراک روح ها واجب نیست، درحالی که بدن مدرسه روح و پلی به سوی کمال روح است؟

حال با دقت در آنچه دربارهٔ آنچه آیه شریفه گفته شد. اهمیت غذای روح از دیدگاه قرآن کریم روشن می گردد، چرا که سفرش آیهٔ شریفه نشان از لزوم شدت مراقبه است که انسان باید برای پرورش روح خود، کمال توجه را بدان مبذول دارد تا بتواند به هدف نهایی خلقت دست یابد. گرچه باتوجه به آیهٔ شریفه، دقت در غذاهای جسمانی وظیفه ی انسان است، اما به طریق اولی دقت در غذاهای روحانی نیز، وظیفه انسان بلکه وظیفه ی مهم تر اوست.21

 

ملاک های حلیت

انسان به طور طبیعی از برخی غذاها لذت می برد و از آنجا که اسلام براساس فطرت انسان بنا نهاده شده است به ما دستور می دهد که از غذاهای طیب بخورد.

غذای طیب به چیزهای خوراکی پاک و پاکیزه گفته می شود که انسان از خوردن آنها لذت می برد و خداوند در قرآن می فرماید :

یا ایُها الذینَ امَنُو کُلُوا مِن طَیَّباتِ ما رَزَقناکُم22

ای کسانی که ایمان آورده اید از نعمت های پاکیزه ای که روزی شما کردیم بخورید.

قل مَن حرَّم زینَةّ اللهِ اَخرجَ لِعِبادِه وَ الَیباتِ مِنَ الرّزق23

ای پیامبر بگو زیورهایی را که خدا برای بندگانش پدید آورده و پاکیزه را چه کسی حرام گردانیده برخی از طایفه های مشرکین از قبیل خزاعه، بنی عامر و ... آنها بعضی از انواع حبوبات و گوشت ها را بدون دلیل بر خود حرام کرده بودند و آن را به خدا نسبت می دادند، آیهٔ دوم درصدد رد این اعمال و تهمت ها است.

قرآن کریم تا نزول چند دسته از آیات به اصطلاح رژیم غذایی را برای بشریت آورده است.

1- از غذای طیب بخورید

2- از غذای طیب حلال بخورید

3- غذای طیب را بر خود حرام نکنید.

4- غذاهای طیب را معرفی می کند.

در اینجا می توان ملاک های حلیت را در موارد زیر خلاصه نمود :

 

1- تنفر نداشتن طبع و فطرت آدمی از آن

اصل اولی در همه غذاهایی که روی زمین وجود دارد، حلیت است. حلیت شرعی، تابع حلیت فطری است، و دین خدا مطابق فطرت است و خدای سبحان انسان را مجهز به جهاز تغذیه خلق کرد و موجداتی از زمین مانند حیوانات و نباتات را ملایم با قوام بشر قرار داده و طبع بشر بدون هیچ نفرتی به آنها تمایل دارد، و چنین چیزی برای او حلال است.24

طیباتی که خداوند برای انسان خلق کرده ، نفوس سلیم الفطر، و دارای زندگی معتدل از آنها خوششان می آید و به مقتضای طبعشان آن را با میل می خورند و انچه انسان با اشتها می خورد، چیزی است که آن را می بلعد و به آسانی هضمش می کند و به وسیلهٔ آن به صورت شایسته ای تغذیه می شود.

از آنجا که میل به غذاهای پاک و پاکیزه ریشه در طبع انسان دارد و امری است که از درون ساختمان وجودی او ریشه می گیرد، لذا دستور اسلام به خوردن غذاهای طیب، به نوعی یک دستور ارشادی است و حکم تأسیس محسوب می شود؛ پس نمی توان آن را یک معجزهٔ علمی قرآن محسوب کرد.

 

 

2- طیب و پاک بودن

قرآن انواع گوناگونی از غذاها را که ذائقه ی افراد را ارضا می کند و برای جسم و روح آنها نیز مفید است و زیانی به آنها نمی رساند را حلال فرموده ست.

معنی کلمهٔ طیب در منفعت و ارزش غذایی محدود نمی گردد، بلکه از آن نیز تجاوز می کند و فواید روانی غذا را نیز در بر می گیرد. برای اینکه غذایی طیب باشد، باید حلال هم باشد. زیرا هنگامی که شخص از دسترنج خود غذا می خورد ضمن دست یابی به یک لذت و نشئه ی خاص، احساس سعادت و بزرگی نیز به وی دست می دهد، درست برخلاف آن روحیهٔ حریصی که روزی سایرین را از چنگ آنها بیرون می آورد.25

توصیهٔ قرآن به غذای طیب و حلال، تاثیرات مفیدی در بهداشت جسم روان دارد و این مطلب از خدمات بزرگ قرآن و اسلام به بشریت است. پس می توان گفت مراد از حلیت، طیب بودن آن است که رزق طوری باشد که طبع بشر از آن محروم نباشد، یعنی طبع آدمی آن را پاکیزه بداند و از ان خوشش آید، و ملاک حلیت شرعی هم همین است.26

 

3- عدم ضرر و زیان به فرد و اجتماع

یکی دیگر از ملاک های حلیت، عدم ضرر و زیان است. و لیکن مردم به فکر درامان نگه داشتن خودشان از ضرر و جلب منفعت و سود خودشان نیستند، بلکه آنها بر علیه فطرت خودکاری که به ضررشان است را انجام می دهند و در عوض کاری که به سودشان است را ترک می کنند. از سلمان فارسی روایت شده که از پیغمبر صل الله علیه و آله و سلم درباره ی روغن، پنیر و پوست خر سوال شد. ایشان فرمودند : الحلال ما احل الله فی کتابه و الحرام ما حرم الله فی کتابه و ماسکت عنه فهو مما عفالکم ؛ حلال آن است که خداوند در قرآن حلال کرده باشد و حرام آن است که خداوند در قران حرام کرده باشد و چیزهایی که خداوند حلال یا حرام بودن آنها را بیان ننموده است حلال می باشد و چیزهایی هستند که مشمول عفو و بخشش خداوند قرار گرفته اند.

پیغمبر نخواست جواب کسانی را که از این جزئیات می پرسند بدهد، بلکه آنان را وادار نمود که به قاعدهٔ کلی برای شناخت حلال و حرام مراجعه کنند و کافی است که مسلمانان آنچه را که خداوند حرام کرده است را بشناسند، مابقی حلال و پاکیزه است.27

 

فلسفهٔ محرمات

انسان به طور طبیعی از برخی غذاها متنفر است و از آنجا که اسلام موافق فطرت انسان است، اینگونه غذاها را ممنوع و حرام اعلام کرده است. در ادیان گذشته هم ردپای این حکم به چشم می خورد. در تورات می خوانیم که : «هیچ مکروه مخور» و سپس حیوانات حلال را نام می برد و می گوید : «او از همه مرغان ظاهر مجور» و همان طور که گذشت برخی ادیان الهی قبل از اسلام خوردن مردار، خون و خوک را ممنوع اعلام کرده بودند و این امور، مصادیقی از خبائث هستند.

از جمله مواردی که در فلسفهٔ محرمات می توان نام برد، موارد ذیل است :

1- ممنوعیت غذاهای پلید و تنفرآمیز یکی از خدمات ادیان الهی به بشریت است، زیر در شرایطی که میکروب کثیف نشده بود و تاثیرات غذاهای پلید در به وجود آمدن بیماری ها روشن نبود، آنها را ممنوع اعلام کردند و این خدمت اثر بزرگی در جهت سلامتی روح و جسم انسانها بود.

2- این مطلب خاص قرآن کریم نسبت و همان طوری که گذشت، در ادیان گذشته سابقه دارد.

3- از آنجا که تنفر انسان از غذاهای پلید یک امر طبیعی درونی انسان است، لذا این حکم قرآن کریم و ادیان الهی قبلی موافق طبیعت انسان است و به نوعی حکم ارشادی است و لذا نمی توان آن را یک معجزهٔ علمی ادیان الهی با قرآن محسوب کرد.

4- اینکه غذاهای پلید و تنفرآمیز ضررهای بهداشتی دارد و این یکی از اسرار و حکمت های تحریم آنهاست، صحیح است. اما نمی توان استنباط کرد که این مطلب ، علت منحصر در تحریم آنها باشد.

5- حکمت تحریم را نیز باید در آثار روحی و اخلاقی یا جسمی نیز بررسی نمود، چرا نباید پذیرفت که شوخ بدن هرگونه حیوانی ترکیب خاص دارد که ناشی از خلقیات و غرائز بارزی است که مکمون در اصل تکوین آن بوده، آن چنان که اعضاء و جوارح هر حیوانی مظهر غرایز اصلی آن است و نیز هرگونه غذایحیوانی یا گیاهی و نوع ترکیبات آنها اثر خاصی در تکوین و تکریب نسوج بدنی و خلق انسان دارد که پدیده ی قابل تحول در همه ی جهات است و مجموع این آثار زمینه ی چگونگی اخلاق و اندیشه را فراهم می سازد. اینگونه آثار عمیق تر و خطیرتر از آثاری است که نوع تغذیه در جهازات و اعضاء و بهداشت بدنی دارد.28

خداوند مختصراً چهار مورد از مواد غذایی مربوط به حیوانات را بر ما تحریم کرده است : مردار، خون، گوشت خوک و حیواناتی که با نام غیرالله ذبح شده اند.

اِنّما حُرِّمَ عَلَیَکُمُ المَیتَةَ وَ الدَّم و لَحمَ الخِنزیرِ وَ ما اُهِلَّ بِهِ لِغَیرِالله ....29

همانا حرام شد بر شما مردار و خون و گوشت خوک و آنچه که به غیر نام خدا ذبح شده باشد.

 

فلسفهٔ تحریم مردار

مردار به خاطر آنکه خونش از بدنش خارج نشده ، و به صورت منجمد در بدن باقی خواهد ماند و از طرفی خون هنگامی که از جریان می افتد، آلوده ترین اجزاء بدن می باشد. و حیوانی که مرده و خونش خارج نشده، گوشت آن را به خاطر بیرون نیاوردن خون، بسیار آلوده خواهد بود. لذا خوردن گوشت مردار ؛

اولاً : سبب می شود که دستگاه گوارش نتواند خون سالم و زنده بسازد.

ثانیاً : سبب مسموم شدن انسان می گردد و همین مسمومیت باعث ضعف و رنج و بیماری خواهد شد.

ثالثاً: اگر این مسمویت که به خاطر گوشت مردار است ادامه یابد، سبب سکته و مرگ ناگهانی می گردد.

به خاطر همین مسائل، اسلام دستور داده که حیوانات حلال گوشت ذبح شرعی شوند. حتی گذاشته شود بعد از ذبح، حیوان کمی حرکت کند تا خون به اندازه ی معمولی از بدن حیوان خارج شود و اسلام برای حفظ سلامتی مردم و رعایت بهداشت جامعه، خوردن مردار را حرام نموده است. 30

 

فلسفهٔ تحریم خون از نظر تاثیرات روحی و معنوی

حضرت رضا (ع) می فرمایند :

خون خوردن آدمی را بد خلق می کند، قساوت قلب می اورد، عطوفنت و مهربانی را کم می کند تا جائی که خونخوار چنان خطرناک و ناامن می شود که ممکن است فرزند خود را بکشد و یا دستش به خون پدر آلوده گردد ! خوردن خون، سرشت انسان را خشن و مانند حیوان او را دریده می کند.31

از سوی دیگر در علم غذاشناسی، ثابت شده که غذاها از نظر تاثیر در غده ها و ایجاد هورمونها در دو حیات و اخلاق انسان اثر می گذارند . از قدیم نیز تاثیر خونخواری در قساوت قبل و سنگدلی به تجربه رسیده است.32

 

فلسفهٔ تحریم گوشت خوک از نظر اخلاقی

این موضوع در علوم طبیعی ثابت شده که انسان گوشت هر حیوانی را بیشتر بخورد متصف به اخلاق برجسته ی آن حیوان می شود. خوردن گوشت نیز در انسان شبیه اخلاق خوک تولید می کند. خوکها در بی غیرتی و بی ناموسی مشهورند و هیچگونه ادبی در زناشوئی ندارند و هیچ حیایی از خود بروز نمی دهند و عصبیت جنسی در وجودشان پیدا نمی شود. و از زیانهای دیگر خوک این است که این حیوان هرگونه کثافتی را پیدا می کند می خورد و از هیچ باک ندارد و در نتیجه وجودش سرا پا کثافت است.

این حیوان زشت که انسان از دیدن آن منزجر می شود و کثیف و کثافت خوار، همان است که اروپائیان با وجود دانستن زیانهای آن گوشتش را به قیمتهای گزاف خریده و می خورند.

خوک مظهر شیطان است و این فکر ار بیشتر خود اروپائیان که مرید حیوان مزبور هستند دارند چنان که در قصه های مذهبی خود هر وقت شیطان را جسمیت داده اند بصورت خوکی جلوه گر می سازند.33

امام رضا علیه السلام می فرمایند :

لانّه مشوّه جعله الله تعلی عظة للخلق و عبرة و تخویفاً و دلیلاً علی ما مسخ علی خلقتة و لاَنّ غذاؤه أقذر عبده للخلق و دلیلاً علی ما مسخ عله خلقتة و صورته و جعل فیه شبه من الانسان لیدل علی انّه من الخلق المغضوب علیهم؛

خوک به خاطر این حرام است که حیوانی بسیار کریه و زشت است. حق تبارک و تعالی این زشتی را وسیلهٔ پند و عبرت خلائق و سبب خوف و بیم مردمان و نشانه ی وقوع مسخ بر خلقش قرار داده است و دلیل دیگر بر حرمتش آن است که غذای این حیوان ناپاک ترین ناپاکی ها است.34

 

فلسفهٔ تحریم شراب

قبل از ظهور اسلام ، شرابخواری به صورت امر عادی در بین مردم رواج پیدا کرده بود. اسلام برای آن که مردم آمادگی پیدا کنند، یک دفعه شراب را حرام نکرد. بلکه در سورهٔ نحل آیه 67 به صورت یک امر زتشی آن را مطرح نمود، بعد از آن در سوره بقره آیه 218 به صورت قاطع، موضوع خبائث شراب را بیان می نماید و در سورهٔ نساء آیهٔ 43 مسئله ، صریح تر تذکر داده می شود و در نتیجه در سورهٔ مائده آیهٔ 90 و 91 حکم قطعی و حرام بودن آن را بیان می فرماید.

1- انتخاب غیرعاقلانه : انگور سرشار از بسیاری ویتامین ها و دارای خواص فراوان است و از خوشمزه ترین میوه هاست، آن وقت تبدیل این میوه بهشتی به شراب، که آن همه ضرر و مفسده دارد و سرمایه انسانیت عقل را نابود می سازد، کاری غیرعاقلانه است؛ لذا در آیه ای می فرماید :

«... تَتّخِذُونَ مِنهُ سَکَراً و رِزقاً حَسَناً ...»35

که از آن سکر (خمر) و روزی نیکو گیرید

2- گناهی بزرگ : شرابخواری یکی از گناهان کبیره و بزرگ است که بنیاد و اساس جامعه و خانواده را ویران می سازد. بر همین اساس در آیهٔ دوم فرمود : قُل فیهما اِثمٌ کبیرٌ36  بگو در آن دو گناهی بزرگ است.

3- مانع نماز : با خوردن شراب و سست شدن شرابخوار ، عقل او از کار می افتد و در نتیجه قدرت تدبر و تفکر از او گرفته خواهد شد. لذا چنین فردی اگر نماز هم بخواند، نمازش واقعی نیست بلکه یک سری الفاظی را به صورت عادت تلفظ می کند، بدون اینکه توجهی به معنا و مفهوم آنها داشته باشد برهمین اساس فرمود : « لا تَقرَبُوا الصَّلاةَ و اَنتُم سکاری»37 در حال مستی به نماز نزدیک نشوید.

در واقع شراب باعث می شود که انسان نماز واقعی نخواند، نمازی که انسان در قدرت و عظمت خداوند تفکر نماید و او را بشناسد و با او راز و نیازی عاشقانه کند.

« یا ایها الذین امنو اِنَّما الخَمرُ وَ المَیسِرُ و الاَنصابُ و الاَزلمُ رجسٌ مِن عَمَلِ الشیطان فَاجتَنبوُهُ لَعَّکُم تُفلِحُونَ»38

ای کسانی که ایمان آورده اید جز این نسبت که شراب و قمار و بت ها یا سنگ هایی که برای قربانی نصب شده اند و چوب های قرعه، پلید و از عملیات شیطان است پس دوری کنید از آنها شاید که رستگار شوید.

و در آیهٔ بعد « اَن یوقعَ بینکُمُ العداوة و البِغضاءَ »39

« که شیطان می خواهد که بین شما دشمنی و بغض و کینه بیفکند»

4- بر طبق این آیه شراب، مایع پلید و آلوده کار شیطانی- منشأ دشمنی و سبب کینه و بغض است. وقتی که میگساری قدرت تعقل را از انسان گرفت او از حالت طبیعی خارج می گردد که به دنبال آن به حرکات و کارهای خلاف عقل و اخلاق دست می زند که باعث آزار و اذیت دیگران می گردد و به طوری که مردم، دوستان و اقوام نسبت به او نفرت و بغض و کینه پیدا می کنند.

5- مانع یاد خداوند : وقتی فردی گرفتار شرابخواری شد به تدریج مسائل معنوی در وجودش کمرنگ می شود و در مقابل نشست و برخاست با اشخاص فاسد، و دنبال گناهان رفتن برایش امری عادی می شود. به خاطر آنکه قبل از آلودگی به گناه، خداوند و فرشتگان بر دل او حکومت می کردند، اما بعد از میگساری شیطان بر روح و روان او مسلط می شود و دیگر جایی برای یاد خدا باقی نمی ماند « و یَصُدَّکم عَن ذِکرِ اللهِ و عَنِ الصّلاةِ»40 و باز می دارد شما را از یاد خدا و نماز .

شرابخواری به طور کلی انسان را از دین دور می کند و مانع یاد خدا و نماز است و یکی دیگر از ضررهای آن در حوزهٔ اخلاق است که در شخص الکلی، عاطفهٔ خانوادگی و محبت نسبت به زن و فرزند ضعیف می شود و از نظر علوم پزشکی کسی که به مصرف شراب روی می آورد، دچار بیماریهای عصبی، گوارشی، قلبی، خونی، روانیع سرطان و ... می شود.41

 

آثار و پیامدهای تغذیه حلال بر سلامتی روح و روان

یکی از دستورالعمل های بسیار مهم اسلامی که تاکید فراوان به آن شده کسب حلال است که می تواند انسان را مقامات بسیار رفیع برساند.

پیامبر اکرم صل الله علیه و آلم و سلم فرمود : طلب الحلال فریضةً علی کل مسلم و مسلمة ؛ طلب رزق حلال فرضه ای است بر عهدهٔ هر مرد و زن مسلمان و آنها مکلفن ان فریضه را انجام دهند.42

طعام حلال منشأ خیرات و پیدایش نیکی هاست، همه نور عبادت و معرفت است و موجب قرب به خدا می شود و دل را منور می کند و امام صادق علیه السلام فرموده است : هر کسی می خواهد دعایش مستجاب شود، باید کسبش را حلال کند و سعی کردن در تحصیل مال، دشوارترین کارهاست و حلال قوت برگزیدگاه است. حضرت امیرالمونین علیه السلام برای همین بر ابنان غذای خود مهر می زدند که شبهه داخل نشود و غذاها در اعمال و آثار و قرب و بعد به خدا مدخلیت عظیم دارد. زیرا که قوت های بدنی آدمی از روح حیوان است و روح حیوانی بخاری است که از خون به هم می رسد و خون از غذا به هم می رسد چون غذای حلال، قوت آن به اعضاء و جوارح رسید، هریکی را بر کاری که پسندیده است، می دارد و همه آن قوت صرف عبادات می شود.43

1- صفا و پاکی قلب و جاری شدن حکمت از آن

غذای حلال در نورانیت قلب و سعادت انسان تاثیر دارد و لذا آنهایی که طالب سعادت هستند، در کمال جدیدت و مراقبت از خوردنیهای خویش مراقبت دارند که مبدا لقمه از حرام واقعی- گرچه در ظاهر هم به حکم شرع بر آنها حلال باشد- بخورند، زیرا تمام سعادت انسان در سلامتی قبل اوست .

چنانچه از پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم نقل شده است که فرمودند: « في الانِسانِ مُضغَةٌ اذاهی سَلَمَت و صَحَّت سَلَمَ بِها سنایر لجسدِ فاِذا سَقُمَت سَقُمَ بِها سایر الجَسَدِ وهِیَ القَلبٌ » در قلب انسان قطعه گوشتی است که هرگاه سالم بماند تمام بدن سالم می ماند.44

دل انسان دارای دو صفت است، که یکی از آنها صفوت است و صفوت از خوردن حلال است و او که حلال خورد دلش صاف می گردد تا از مهر خود با مهر حق پردازد و از یاد خلق با یاد حق پردازد. و گفته اند از پاکی خوراک و حلال بودن، قوت صفای دل بر می خیزد و از صفای دل، نور معرفت زیاد می شود . با نور معرفت، مکاشفات و منازلات پدید می آید.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند : « مَن اَکلَ الحلالَ اربعینَ یوماً نَوّرا اللهَ قَلَبظه و اجری ینا بیع الحکمه من قبله؛ هرکس چهل روز حلال بخورد، خداوند قلبش را نورانی می گرداند و چشمه های حکمت را از قلبش جاری می سازد.45

غذای پاک در تصفیهٔ روح و تزکیه ی جان انسان و تنمیه ی علم و دانش مانند روغن صافی است که در چراغ می ریزند که نتیجه ی نور چراغ را زیاد می کند. و غذای حرام و مشتبه روغن مخلوط به آب و گرد و خاک است که جلوی نورانیت چراغ را می گیرد.46

 

تاثیر غذا بر روحیه ی حق پذیری

یکی از عوامل اهمیت زیاد تغذیه، تاثیر مستقیم آن بر اخلاق و روح انسان است که روایات زیادی بر آن اشاره دارد. به عنوان مثال در مورد تاثیری که غذا بر روحیه ی حق پذیری می گذارد این روایت معروف امام حسین (ع) در روز عاشورا قابل استفاده است که بعد از ایراد آن سخنان پرمحتوا و گیرا است در برابر لشکر لجوج و قساوتمند کوفه، هنگامی که ملاحظه کردند که آنها حاضر به سکوت و گوش دادن به سخنانشان نیستند، فرمود : ملئت بطویکمُ مِنَ الحرام فطبع الله علی قلوبکم » آری شما حاضر به شنیدن سخن حق نیستید زیرا شکم های شما از غذاهای حرام پرشده است در نتیجه خداوند بر دلهای شما مهرزده است.47

 

2- تغذیه سالم و اعصابی آرم و خواب راحت

عده ی زیادی از افراد دچار مرض بی خوابی بوده و به جای آن که علت این گرفتاری وحشتناک خود را جستجوکننده می کوشند با خوردن قرص های فرسانیده اعصاب خود را فلج نمایند. تا آلام خوابی را احساس نکنند. خواب یک عمل طبیعی است و خوابیدن جزء فطرت انسان است و خواب یکی از ضروریات ششگانه زندگی ماست و بدون ما همان گونه که به خوردن و دفع آن نیازمند است همان طور که به نفس کشیدن و پس دادن آن محتاج است، به خواب و بیداری هم پای بند بوده و ناگریز به اجرای آن است. اما در عصر ما بیماری بی خوابی بیداد می کند و ضربات تا زیانه ی آن بر پیکر ناتوان عده ای صدمات جبران ناپذیری وارد می سازد.

بی خوابی علل و جهات زیادی دارد که در این جا فقط یکی از عوامل مهم آن را که سبب نود درصد بی خوابی های عصر حاضر است، مورد بررسی قرار می گیردو تا مبتلایان را از این گرفتاری بزرگ نجات دهد و چون موضوع بسیار ساده و برای همه قابل درک است، همه بیماران و مبتلایان می توانند آن را امتحان کرده  و نتایج درخشان آن را به آسانی به دست آورند این موضوع بسیار ساده، عملی پیش پا افتاده است به طوری که ابتدا ممکن است آن را باور کنید که چگونه یک غذای ساده و ظاهراً بی ضرر که غذای اغلب ما را تشکیل می دهد، باعث بی خوابی و این همه آزار و اذیت شود. این خوراکی لذیذ و مطبوع که عامل شماره یک بی خوابی می باشد چیزی جز قند و شکر سفید نیست. همین ماده ی شیرین و نقل و نبات و نوشابه درست می کنیم. مواد قندی، مخصوصاً گلوکز ، سوخت ماشین بدن ماست. مواد قندی و نشاسته ای که ما می خوریم، در اثر یک سلسله فعل و انفعالات حیاتی در بدن ما تبدیل به قند کلوگز شده و از راه خون وارد سلولهای بدن ما می شود و به طور آهسته با حرارت 37 درجه می سوزد و تا زمانی که این شعله فروزان و این چراغ روشن است زندگی ما برقرار مانده و با خاموش شدن آن نبوت مرگ فرا می رسد، از سوختن مواد قندی در بدن حرارت مولد نیرو به وجود می آید و با کمک این نیرو اعمال حیاتی و کارهای عضلانی صورت می گیرد و در موقع خواب که مقداری از اعمال حیاتی کارهای بدنی تعطیل می شود، نیروی حاصله در یاخته ها که به منزله ی باتری های بدن هستند. ذخیره گشته و چنان چه مقدار سوخت زیادتر از حد احتیاج باشد، باتری ها بیشتر شارژ می گردند و زیادی نیرو ، مانع خواب و شدت بی فایده فعالیت یاخته ها می گردد و بنابراین می توان گفت که «شکر» یکی از غذاهای محرک و مهلک برای بدن انسان است، حرکت فوق العاده ی غیرطبیعی بدن که در اثر خوردن قند و شکر ایجاد می شود، مانع استراحت اعضای مختلف بدن شده و موجب مرگ تدریجی می گردد. کسانی که قند و شکر زیاد استعمال می نمایند، قوای جسمانی آنها زودتر تحلیل می رود و عمر آنها کوتاه تر می شود و به همین جهت دانشمندان و غذاشناسان علت بی خوابی و بدخوابی را نتیجه ی اعتیاد به خوردن شکر می دانند اگر به جای قند و شکر مفید، خرما و کشمش و میوه های دیگر که شیرینی طبیعی دارند تمایل نمانید هرگز دچار بی خوابی نخواهند شد. چرا که در اثر کم خوابی روح انسان مریض و افکار او مشوش می کند و ریشهٔ خوف و اضطراب را در انسان به وجود می آورد.48

 

 

 

آثار تغذیه حرام بر بیماریهای روحی و روانی

قساوت قلب

خوراکی که انسان می خورد، به منزلهٔ بذری است که در زمین ریخته می شود،پس اگر آن خوراک حرام و پلید باشد، اثرش بر قلب را که به منزلهٔ سلطان بدن است کدر و تیره می نماید و در اثر قساوت و ظلمت امید چیزی به او نخواهد بود.49

در کتاب لغت، قساوت را به معنی صلابت و غفلت گرفته اند، قساوت به معنی سختی و سفتی است، سنگدل یعنی آن کسی که دلش مانند سنگ سفت و سخت است ، چیزی در او فرو نمی رود، قساوت یک نوع بیماری بسیار خطرناک روحی است. حالتی است که انسان حق را نمی پذیرد و در برابر آن آن خاشع نمی شود ، ذکر عذابهای اخروی و مرگ و تجسم اعمال در روحش اثری ندارد.50

در آیات که همهٔ قران آمده است که روی آوردن به گناه سبب قساوت قلب می شود « ویلکن قَسَت قُلُوبُهم»51 ولکن دلهای شما سخت شده است.

که از نظر قران، انحراف از فطرت الهی است و انسانی که دچار قساوت می شود، مبتلا به یک نوع مرض قلبی است و مرض قلبی عبارت است از اینکه استقامت حالت انسان در تعقل از بین رفته باشد. به اینکه آنچه را باید به آن معتقد شود، نباشد و در عقاید حقه که هیچ شکی در آن نیست، شک کند و قلب قسی و سخت آن قلبی است که هم دیر آن را تصور می کند و هم دیر به آن معتقد می گردد و وسوسه های شیطانی را خیل زود می پذیرد. قرآن کریم نشان می دهد که قساوت یک بیماری عارضی بر قلوب آدمیان است ، نه اینکه ملازم سرشت و طبیعت انسان باشد، بلکه مولود یک سلسله انحرافات و کجروی های آدمی است که با سوء اختیار در مسیر حیات پیش می آید و دل ها را از قابلیت پذیرش هدایت دور می کند.52

در اثر قساوت قلب، پند و اندرز در او اثر نمی کند و سخت ترین مناظر رقت بار در او تاثیری نمی کند در روایات عواملی چند را برای قساوت شمرده اند که از جملهٔ آنها خوردن مال حرام است که قلب را تاریک می کند.53 وقتی قلبی دچار قساوت شد، روز به روز به نقصان و تاریکی می رود به طوری که در روایات ذکر شده است که قلب می میرد به حدی که از قتل و غارت و رنج دیگران خرسند می شود.54


 پی نوشت ها

1- فواد الفرام البستانی، فرهنگ جدید (عربی- فارسی) . چاپ اول ، قم : 1389 ، ص 469.

2- علی اکبر دهخدا ، لغت نامهٔ دهخدا، بی تا دانشگاه تهران : 1343 ، ص789.

3- لیلا نصرتی، تحقیق پایانی سطح2، نقش تغذیه در جسم و روان، ص 1.

4- حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات في غریب القرآن، چاپ اول ، دارالعلم الدارالشامیه، دمشق، بیروت: 1412ق ،ص 127.

5- علی اکبر دهخدا، همان کتاب ،ص 758.

6- محمد حسین طباطبایی، المیزان، ترجمهٔ محمدباقر موسوی همدانی، چاپ پنجم ، ج3، ص 534 ، سورهٔ آل عمران آیهٔ 93.

7- علی اکبر قریشی، قاموس قرآن، چاپ هفتم، دارالکتب، تهران: 1378.

8- محمد حسین طباطبایی، همان کتاب ، ج اول و دوم، ص 328 ، سورهٔ بقره، آیهٔ 168.

9- ابوالقاسم یابنده، نهج الفصاحه، چاپ دهم، جاویدان، بیجا :1354 ، ص 297.

10- حسن عمید، فرهنگ عمید، چاپ سوم، ج 2 ، سپهر، تهران :1360، ص 1220.

11- لیلا نصرتی، ص 2.

12- مصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف، چاپ اول، ج4، سپیدموی اندیشه، تهران : 1392 ص 2955.

13- مصطفی محمدی بختیاری ، نقش دین در بهداشت روان از منظر قرآن، چاپ اول، زائده قم: 1391، ص 42.

14- مصطفی حسینی دشتی، همان کتاب ، ج2، ص1502.

15-محمدرضا سالاری فر و همکاران ، بهداشت روانی با نگرشی به منابع اسلامی، چاپ سوم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم : 1393 ، ص 12.

16- مصطفی محمدی بختیاری، ص 86.

17- محمدرضا سالاری فر و همکاران ،همان کتاب، ص 22.

18- http : //www.magiran.caml /bayyenat

19- سوره بقره، 168.

20- سوره عبس ،24.

21-علی متین، رزق و روزی از دیدگاه قران و حدیث، چاپ دوم، تهران: 1392، صص 85-86.

22- سوره بقره، 172.

23- سوره اعراف ، 33.

24- محمد حسین طباطبایی، همان کتاب ، ج 12، ص 524 ، سورهٔ نحل، آیهٔ 114.

25- مژگان پورقاسم میانجی، خوراکهای حلال و حرام، چاپ سوم، ایمان، تهران: 1391، ص30.

26- محمد حسین طباطبایی، همان کتاب ، ج 12، ص 524 ، سورهٔ نحل، آیهٔ 114.

27- مژگان پورقاسم میانجی، همان، صص 30-31.

28- همان جا، صص 33-35.

29- سورهٔ مائده، آیه 3.

30- مژگان پورقاسم میانجی، همان، ص 37.

31- اسماعیل گوهری، مفاسد مال و لقمهٔ حرام، چاپ دوم، احمدی، بی جا 1377.

32- مژگان پورقاسم میانجی، همان، ص40

33- عبدالحسین دستغیب شیرازی، گناهان کبیره، چاپ ششم، ج سوم، جهان، تهران : بی تا ، ص 188.

34- مژگان پورقاسم میانجی، همان، ص42.

35- سورهٔ نحل ، 67 .

36- سوره بقره، 218.

37- سورهٔ نساء ، 43.

38- سورهٔ مائده، آیه 3.

39- همان، 91.

40-همان

41- مژگان پورقاسم میانجی، همان، صص 45-49.

42- محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، چاپ دوم ، ج 4، مکتب الاعلام الاسلامی- قم : 1367 ، ص 120، حدیث 1497.

43- مژگان پورقاسم میانجی، همان، صص 201-204.

44- اسماعیل گوهری، همان، ص 58.

45- مژگان پورقاسم میانجی، همان، ص205.

46- اسماعیل گوهری، همان، ص 52.

47- http : //www.magiran.caml /bayyenat

48- محمد دریایی، رمز و راز جوانی و سلامتی، چاپ اول، سفید اردهال، عترت قم : 1386 ، صص 151-155.

49- عبدالحسین دستغیب شیرازی، همان، ص 432.

50- مژگان پورقاسم میانجی، همان، ص248.

51- انعام، 43.

52- مژگان پورقاسم میانجی، همان، ص249.

53- ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه ، ج 16، دارالکتب الاسلامیه، تهران: 1363، ص 456، سوره روم آیه 41.

54- مژگان پورقاسم میانجی، همان، ص249.

 

 

 

 

 

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :