پنج شنبه - 2017 نوامبر 23 - 5 ربيع الاول 1439 - 2 آذر 1396
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 98632
تاریخ انتشار : 6 اردیبهشت 1395 10:54
تعداد مشاهدات : 105

ناظم شما کیست؟

در اصول دین اولین موضوع توحید و خداشناسی است. در این بحث به راه های خداشناسی رسیدیم. این راهها عبارتند از راه های حس، عقل، دل و وحی. اولین راه، راه حس بود که دریافتیم از این راه مستقیماً نمی توان خداوند را شناخت اما می توان به واسطه آن مقدماتی را برای راه عقلی به دست آورد. اولین برهانی که اقامه شد برهان نظم بود که برای عامه مردم فهم آن راحت تر و آسان تر است. در این برهان علم، قدرت و شعور ناظم به اثبات رسید در این فرصت به بررسی بیشتر این برهان می پردازیم.

برهان نظم

در این برهان مقدمه اول یا مقدمه کلی که به اصطلاح کبرای برهان گفته می شود اصل علیت است که یکی از بدیهی ترین اصول عقلی است، به این معنا که هر معلولی علتی و هر نظمی ناظمی می خواهد. اما مقدمه دوم که عالم دارای نظم است باید ثابت بشود. برای اثبات هم راه ، راه علم ، تجربه و حواس است. بیاییم عالم را، وجود خود و نظام خارج از خود را مطالعه بکنیم.قرآن نیزفراوان به این راه دعوت کرده " أفلا ینظرون الی الابل کیف خلقت و الی السماء کیف رفعت و الی الجبال کیف نصبت و الی الأرض کیف سطحت "، " و فی الارض آیات للموقنین و فی انفسکم أفلا تبصرون ".

در زمین نشانه های ناظم و نشانه های خداوند فراوان است و آیات الهی در وجود انسان نیز زیاد است. با مطالعه از طریق انفسی یعنی خود می توان به وجود خالق پی برد و نیز با مطالعه آفاقی خارج از وجود خود نیز می توان به خالق پی برد.تصور نمی کنم نیاز باشد نمونه هایی از نظم موجود در عالم مطرح شود. به عنوان مثال اختلاف شب و روز که در آیات قرآن فراوان به آن اشاره شده خود آیه و نشانه است چرا که ذره ای تخلف نمی کنند. دقیقاً همان ثانیه و صدم ثانیه ای که خورشید باید در یک نقطه باشد هست، یک لحظه و یک ثانیه هم تأخیر ندارد نه جلو می افتد نه عقب می افتد، در همان مداری که باید، دور می زند و هرگز مدارش را عوض نمی کند.

ماه در یک مدار خاصی گرد زمین می گردد. اگر زمانی این مدار نصف بشود دیگر امکان زندگی بر روی زمین وجود ندارد. جزر و مدها به خاطر جاذبه ماه است اما اگر فاصله نصف بشود در آن صورت آب دریا در حالت مد تا قله کوه ها بالا می آید. در حالت جزر هم سیلهایی راه می افتد که همه چیز را همراه خودش می شورد و می برد.

اگر فاصله زمین و خورشید عوض بشود مثلا خورشید به زمین نزدیک بشود یا زمین به خورشید نزدیک تر بشود یا حرکت زمین کندتر بشود تغییراتی اتفاق می افتد به عنوان مثال زمین الان با سرعت خاصی دور خود و خورشید می چرخد اگر این سرعت تغییر کند مثلاً سرعت زمین نصف بشود طول شب و روز دو برابر می شود بطوری که شب های زمستان که 16 ساعت است 32 ساعت و روزهای تابستان که 16 ساعت است 32 ساعت می شود. روز 32 ساعت یعنی سوختن هر آنچه روی زمین است در نتیجه هیچ موجود زنده ای بر روی زمین باقی نمی ماند. شب 32 ساعتی یعنی منجمد شدن هر چه بر روی زمین است.

در زمین نشانه های ناظم و نشانه های خداوند فراوان است و آیات الهی در وجود انسان نیز زیاد است. با مطالعه از طریق انفسی یعنی خود می توان به وجود خالق پی برد و نیز با مطالعه آفاقی خارج از وجود خود نیز می توان به خالق پی برد.پس فقط با نصف شدن فاصله زمین و خورشید و نصف شدن حرکت زمین  نتیجه این است که حیات از روی زمین نابود می شود. آیا انسان با دین این همه حرکت و نظم ، این همه دقت ها و ظرافت ها می تواند بگوید این جهان ناظمی ندارد.

همانطور که گفتیم بحث ما اثبات صغری برهان است که آیا نظمی وجود دارد یا ندارد؟ آیا جایی سراغ داریم که نظم در آنجا نباشد؟

یک دانه گندم را در نظر بگیرید این دانه را به هر شکلی که زیر خاک قرار بدهید وقتی جوانه می زند به سمت بالا می رود اگر سنگی در مسیرش قرار بدهید سنگ را دور می زند و از کنار سنگ بالا می رود تا به نور خورشید برسد و بتواند به حیاتش ادامه بدهد و به آن کمالی که برای آن آفریده شده برسد. این نظم ، این حرکت و این راهیافتگی برهان دیگری است تحت عنوان برهان هدایت که می تواند از مقدمات آن برهان باشد.

یکی از نمونه های نظم، دقت و ظرافت های موجود در عالم این است که قبل از اینکه کودکی به دنیا بیاید غذای آماده در یک ظرف سربسته و دربسته که نه فاسد می شود و نه می ریزد برای او آماده شده. اگر بچه آن را بمکد به اندازه ای که لازم دارد برای او می آید نه زیادتر می آید که بچه را خفه بکند نه کم می آید که خسته اش بکند و نتواند سیر شود. آیا می شود انسان اینها را ببیند و بگوید تصادفی است؟

در عالم  آنقدر نظم فراوان است که اگر بخواهیم به گوشه هایی از این نظم اشاره بکنیم مثنوی هفتاد من کاغذ می شود. در اینجا یکی دو مورد از آیات و روایات را می خوانیم.

"إنّ فی خلق السموات و الارض و اختلاف اللیل و النهار و الفلک التی تجری فی البحر بما ینفع الناس و ما أنزل الله من السماء من ماء فأحیا به الارض بعد موتها و بث فیها من کل دابة و تصریف الریاح و السحاب المسخر بین السماء و الارض لآیات لقوم یعقلون " آفرینش آسمان ها و زمین ، رفت و آمد شب و روز کشتیهایی که در دریاها حرکت می کنند و فرو نمی روند و منهدم نمی شوند و چیزهایی که باعث سود رسانی به مردم می شود، آبی که خداوند از آسمان نازل کرده در نتیجه زمین مرده را زنده کرده و جانوران فراوانی را در زمین پراکنده کرده ، بادهایی که می وزد ، ابرهایی که بین آسمان و زمین در تسخیر خداوند متعال هستند و بر زمین می بارند، همه اینها آیاتی هستند برای کسانی که اهل تعقل باشند. آیات خر سوره مبارکه آل عمران " إن فی خلق السموات و الارض و اختلاف اللیل و النهار لآیات لاولی الالباب الذین یذکرون الله قیاماً و قعوداً و علی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السموات و الارض " نیز بر این موضوع  دلالت دارد.

یکی از بدیهی ترین اصول عقلی این است که هر معلولی از علتی خاص به وجود می آید و هر نظمی نشان از وجود یک ناظم دارد. از طریق مطالعه در آفاق و انفس می توان به وجود این ناظم پی برد

در روایات آمده شخصی خدمت امام صادق(علیه السلام) رسید واز ایشان درخواست کرد من را به سوی پروردگارم راهنمائی کن تا بدانم چه کسی معبود من است. امام(علیه السلام) به تخم مرغی اشاره کرد و گفت این تخم مرغ یک دژ پوشیده شده است که پوسته غلیظ و سفتی دارد. زیر این پوسته سفت یک پوسته نازک هست و زیر آن پوسته نازک یک آب طلایی رنگی هست که در کنار آن آب نقره ای رنگ هست بطوری که این دو با هم قاطی نمی شوند و هر کدام سر جای خودشان هستند. این تخم مرغ ظاهر و باطنش همین است در هیچ کدام از اینها طاووس با رنگ های عجیب و زیبایی که دارد دیده نمی شود. ولی از همین دژ بسته بعد از مدتی جوجه ای بیرون می آید  که نه در آن آب طلایی رنگ که زرده تخم مرغ باشد وجود دارد نه آب نقره ای رنگ که سفیده باشد. آیا می شود این موضوع را انکار کرد؟ سپس امام (علیه السلام) از او سوال کرد آیا فکر می کنی این همه تدبیر و نظمی که در این تخم مرغ به کار رفته ناظم و مدبری دارد یا نه؟ آن شخص کمی فکر کرد و با همین مثال ساده که امام (علیه السلام) فرمودند اسلام آورد.

خلاصه

یکی از بدیهی ترین اصول عقلی این است که هر معلولی از علتی خاص به وجود می آید و هر نظمی نشان از وجود یک ناظم دارد. از طریق مطالعه در آفاق و انفس می توان به وجود این ناظم پی برد. 

بازآوری: دکتر جعفری-بخش اعتقادات شیعه تبیان

 

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :