جمعه - 2017 نوامبر 24 - 6 ربيع الاول 1439 - 3 آذر 1396
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 98454
تاریخ انتشار : 4 اردیبهشت 1395 10:30
تعداد مشاهدات : 158

حضرت زینب علیها السلام از مدینه تا وفات

حضرت زينب (س) بعد از حادثه عاشورا به پاسداري از قيام امام حسين(ع) پرداخته و سرپرستي اهل بيت را بر عهده گرفت.

النّبى اشعارى خطاب به جدش رسول اللّه (ص ) انشاء فرموده اند كه به شرح زير است .

    اِنْ كُنْتَ اَوْصَيْتَ بِالْقُرْبى بِخَيْرِ جَزا حَتّى اَبادُوهُمْ قَتْلى عَلى ظَمَاءٍ

    فَإِنَّهُمْ قَطَعُوا الْقُرْبى وَ ما وَصَلوا مِنْ بارِدِ الْماءِ ما ذاقُوا وَ ما نَهَلوُا(315)

اى پـيـامـبـر (ص ) اگـر دربـاره خـانـدانـت سـفـارش بـه نـيكى كردى ولى آنها به اين سفارش عـمـل نـكـردنـد تـا آنـكـه آنـهـا را بـه شـهـادت رساندند در حالى كه تشنه بودند، از آب سرد ننوشيدند و سيراب نشدند.

از مدينه تا هنگام وفات

1 ـ مخالفت والى يزيد با زينب در مدينه

در كتاب ((اخبار الزينبات ) ) چنين آمده است : چون زينب كبرى با زنها و كودكان از شام به مدينه آمد، بين او و عمروبن سعيد اشدق اختلافى پيش آمد. عمروبن سعيد كه از طرف يزيد والى مدينه بـود، بـراى يزيد نامه نوشت و درخواست كرد زينب را از مدينه بيرون كند. يزيد هم فرمان داد كه زينب (س ) را از مدينه تبعيد كنند، سپس عمروبن سعيد برنامه سفر حضرت زينب و همراهانش ـ زنـهـاى ديـگـر بـنـى هـاشـم ـ را بـه مـصـر فـراهـم كـرد. چـنـد روز از مـاه رجـب سـال 61 ه‍ .ق بـاقى مانده بود كه وارد مصر شدند. سپس امام صادق عليه السّلام از جناب حسن مـثـنـى چنين نقل كرده است : چون عمه ام زينب از مدينه خارج شد. به همراه او برخى از زنان بنى هـاشـم از جـمـله فـاطـمـه دخـتـر عـمـويـم حـسـيـن (ع ) و خـواهـرش سـكـيـنـه سـلام اله عـليـهـمـا بودند.(316) مـؤ لف ايـن كـتـاب در جـاى ديـگـر مـى گـويـد: زيـنـب (س ) در مـديـنـه مـردم را به قيام به جهت خـونـخـواهـى امـام حـسـيـن (ع ) دعوت مى كرد. همين كه عبداللّه بن زبير در مكه قيام كرد و از مردم خـواسـت جـهـت خـونـخـواهـى امـام حـسـيـن (ع ) و خـلع يـزيـد بـه پـا خـيـزنـد ايـن خـبـر بـه اهل مدينه رسيد. حضرت زينب (س ) خطبه خواند و از مردم خواست كه براى خونخواهى امام حسين و عـليـه يزيد برخيزند. خبر به عمروبن سعيد اشدق رسيد و او نامه اى براى يزيد نوشت و از وى كـسـب تـكـليـف كـرد. آن مـلعـون هـم نوشت كه بين زينب و مردم جدايى بيندازد. عمرو به منادى خـويـش دسـتـور داد كـه بـه زينب بگويد از مدينه خارج شود و هر كجا را مى خواهد انتخاب و در هـمـانـجـا اقـامـت كـند. حضرت زينب در پاسخ فرمود: خدا مى داند بر ما چه گذشت ، عزيزترين افـراد مـا كشته شدند، ما را نيز به اسارت در آوردند آنچنان كه بردگان را اسير مى كنند و ما را بـر شـتـرهاى بى جهاز سوار كردند. به خدا سوگند ما از مدينه بيرون نمى رويم اگرچه خون ما ريخته شود!

در ايـن هـنگام زينب دختر عقيل به او گفت : اى دختر عمو وعده خداوند راست است . خداوند ما را وارث زمـيـن قـرار داده اسـت ، هـر كـجـا بـخـواهـيـم در آنـجـا مـسـكـن مـى گـيـريـم دل شـاد بـاش ، چـشـمـت روشن كه خداوند به زودى سزاى ستمگران را خواهد داد؟ آيا سپس از اين هـمـه گـرفـتـارى هـا خـواهى ذليل و خوار شوى ؟ به يك منطقه امن برو. سپس زنهاى بنى هاشم اطراف او را گرفتند همه با مهربانى با او سخن گفتند و با او همنوا شدند.(317)

2 ـ ورود حضرت زينب به مصر

رقـيـّه بـنت عقبة بن نافع فهرى مى گويد: هنگامى كه حضرت زينب سلام اللّه عليها بعد از آن مصيبت وارد مصر شد من هم جزء كسانى بودم كه به استقبالش رفتم . مسلمة بن مخلّه ، عبداللّه بن حـارث و ابـوعـمـره مـزنـى هـم خدمت آن حضرت آمدند و به وى تعزيت گفتند. گريستند و جمعيّت حـاضـر هـمـگـى گـريه كردند.

بى بى فرمودند: هذا ما وَعَد الرّحمن و صدق المرسلون ، آنگاه زينب (س ) را به خانه اى در حمراء بردند.در آنجا يازده ماه و پانزده روز اقامت داشت . سپس در هـمان مكان وفات يافت مردم جنازه اش را تشييع كردند و مسلمة بن مخلّد به همراه گروه زيادى از مردم بر آن بدن پاك نماز خواند. آنگاه پيكر شريفش را در حمراء در اتاق كوچكى در كنار اتاق بزرگ طبق سفارش حضرت زينب (س )به خاك سپردند. زمان فوت در شب يكشنبه پانزدهم رجب به سال 62 هجرى قمرى بوده است .(318 )

ـ تاريخ دقيق وفات حضرت زينب

مـسـلمـة بـن مـخـلّد از صـحـابـه بـود و از طـرف مـعـاويـه در سـال 47 هـجـرى بـه عـنـوان حـاكـم مـصـر مـنـصـوب شـد و در سـال 62 هجرى وفات يافت . عبيدلى تصريح مى كند كه او بر بدن زينب (س )نماز خوانده ، لذا مـعـلوم مـى شود كه وى بعد از وفات بانوى عصمت وفات كرده و اين سخن ثابت مى كند كه وفـات زيـنـب (س ) در سـال 62 بـوده اسـت . ايـن كـه بـرخـى از مـورّخـيـن وفـات آن حـضرت را سال 65 ذكر كرده اند درست نيست .(319 )

4 ـ سخن كوتاهى درباره محل دفن زينب (س )

در مـورد مـحـل دفن آن حضرت سخن ها فراوان است ولى خلاصه مكرم اين است كه : مرحوم قاضى بـعـد از نـقـل اقـوال و گـفتار مورّخين به اين نتيجه مى رسد كه مدفن آن بى بى در مصر است . زيرا عمده دليل مدفون شدن حضرت زينب (س )در شام جريان قحطى (مجاعه ) در مدينه است كه اسـاس ايـن قـول و مصادرش كتاب ((نزهة اهل الحرمين )) است و مولف آن علّامه كبير آقاى سيد حسن صـدر اسـت (مـتوفى 1354 ه‍ .ق ) و خيرات الحسان كه در هيچ يك از آن دو كتاب مدرك آن تاريخ مـجـاعـه ذكـر نـشـده ، احـتـمـال مـى رود كه از افراه نقل شده و در كتاب ضبط شده است . چون كتب تـاريـخـى معتبر به كلى خالى از اشاره به قضيّه مجاعه است و درباره دفن شدن آن حضرت در بقيع هم مدركى غير از آنچه علّامه امين عاملى (ره ) به آن تمسّك جسته نداريم . ايشان گفت : زينب كـبـرى مـراجـعـتـش از شـام بـه مـديـنـه يـقـيـن اسـت امـّا خـارج شـدنـش را نـمـى دانـيـم . ايـن قـول را صـاحـب طـراز المـذهـب از امـثـال كـتـاب بـحـرالمـصـائب نـقـل كـرده ولى كـتـاب مـزبـور ابـدا ارزش تـاريـخـى نـدارد و قـابـل اعـتـمـاد نـيـست . اگر آن حضرت در بقيع دفن شده باشد برحسب عادت بايد قبرش معلوم بـاشـد چـنـان كـه اشـخاصى كه به مقام و مرتبه او نمى رسند قبرشان معلوم است ، پس او كه عـقـيـلة العـرب بوده بايد قبرش مشخص باشد. ولى به دفن شدن آن صديقه صغرى در مصر، عـالم مـنابه عبيدلى در كتابش كه قديمى ترين مدرك است تصريح كرده ابن عساكر در تاريخ كـسـيـر، ابـن طـولون دمـشـقـى در ساله زينبيه ، شعرانى در لواقح الانوار، شيخ محمد صبان در اسـعـاف الرّاغـبـيـن ، شـبلنجى در نورالابصار، شبراوى در الاتحاف ، شيخ حسن عدوى در مشارق الانـوار، مـنـاوى در طـبـقـات ، سـيـوطـى در رسـاله زيـنـبـيـه ، اجـهـورى در رسـاله مـسـلسـل عـاشـورا، زيـنـب فـوّاز در الدرالمـنـثـور(320 ) و از مـشـاهـيـر مـتـاءخـّريـن از اهل تتبّع و اطلاع فرمايد و جدى و ديگران به اين موضوع تصريح كرده اند.

منابع:

315ـ دائرة المعارف الحسينيه ، ج 6، ص 86؛ اسرار الشهادة ، ج 3، ص 721.

316 ـ اخـبـار الزيـنـبـات ، ص 118؛ تـحـقـيـق دربـاره اول اربعين حضرت سيدالشهدا (ع )، ص 83، زينب الكبرى ، جعفرنقدى ، ص 119.

 317 ـ اخـبـار الزيـنـبـات ، ص 115؛ تـحـقـيـق دربـاره اول اربعين حضرت سيدالشهدا (ع )، ص 82.

 318 ـ اخبار الزينبات ، ص 120.

 319 ـ الاسـتـيـعـاب ، ج 3، ص 1397؛ تـاريخ طبرى ، ج 5، ص 240، الاصابة ، ج 6، ص 91، رديـف 8007. مـسـلمـة بـن مـخـلّد در زمـان ورود حـضـرت رسـول (ص ) بـه مـديـنه متولد شد و در زمان رحلتش ده ساله بود و يا زمان ورود چهار ساله و زمـان رحـلت چـهارده ساله بود وى در هنگام فتح مصر حضور داشت و در آنجا ساكن شد سپس به مدينه رفت پس از آن در سال پنجاه از طرف معاويه بعنوان حاكم مصر انتخاب شد و در مصر يا در مـدينه سال 62 از دنيا رفت و برخى هم وفاتش را پايان خلافت معاويه و آغاز خلافت يزيد ذكـر كـرده انـد. (الاسـتـيـعـاب ، ج 3، ص 1397، رديـف 2403، الاصـابـه ، ج 6، ص 91، رديف 8007)

 320 ـ تحقيق درباره اول اربعين حضرت سيدالشهدا (ع )، ص 92.

http://library.tebyan.net


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :