يکشنبه - 2020 سپتامبر 27 - 10 صفر 1442 - 6 مهر 1399
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 96472
تاریخ انتشار : 21 اسفند 1394 11:3
تعداد بازدید : 575

در سوگ یاس کبود

این متن ادبی توسط خانم حمیده تبرائی از طلاب مدرسه علمیه باقرالعلوم علیه السلام نوشته شده است



سپاس خداوندی را که نور را از نور پدید آورد ، خدایی که به ارجمندی یاد خدا و به فخر و افتخار مشهور و در رنج و سرور سزاوار شکرگذاری است، درود خدا بر سرور و سالارمان محمد و دودمان پاکش.

وقتی به تو می اندیشم از دست های تهی خویش شرمسارمی شوم همراه با بعضی که میهمان دل خسته ام می شود. کاش می فهمیدم فطم خلق عن معرفتها از وجود پربرکت تو سخن می گوید و من هنوز در معرفتت اندر خم یک کوچه ام.
این روزها ماهِ آسمان چه غمگین دنیا را تماشا می کند، چه دلگیر، گویی غم مصیبتی به گستردگی زمین قلبش را می فشارد این روز ها فرشته های زمین بال در بال، فوج در فوج به زمین می آیند و ترانه غم می سرایند.
توستون استحکام عرشی بانو، این گونه بر زمین نیُفت، برخیز و گرنه آسمان بر زمین سقوط خواهند کرد برخیز و این چنین به دیوار تکیه نده که تمام عالم برتو اتکا دارد.
شهادت تو آغاز شهادت پی در پی تاریخ بود. بانوی بی نشان، مزار تو در سینه عاشقان توست، پس از تو تمام یاس های زمین کبود می رویند، هنوز صورت آسمان از آن سیلی کبود است. هنوز بوی در نیم سوخته از کوچه های تنگ مدینه از پشت صفحات غبار گرفته تاریخ به مشام می رسد. برخیز و با همین نیمه جان ِ مجروح بر پیکر زخم خورده کوچه ها جاری شو. ای مادر پدر: ای چراغ راهنمای شب های بی ستاره زمینیان، هنوز خطبه های شورافکنت ستون های مسجد کوفه را می لرزاند کلمات و آیین های زندگی تو زنده اند اگر سیره تو فراگیر شود دوباره عطر امامت مشام زمین را اکنده خواهد کرد.
کاش ما را از خواب زمستانی بیدار می کردی .هنوز باید باشی هنوز اسلام نیازمند خطبه های توست هنوز غیرت فاطمی پشتوانه ولایت است. برخیز که پسرت تنهاست بانو. برخیز که تاریخ زخم خورده همان دوشنبه است.
حمیده تبرائی



نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :