سه شنبه - 2018 ژولاي 17 - 5 ذيقعده 1439 - 26 تير 1397
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 95591
تاریخ انتشار : 23 اسفند 1394 8:36
تعداد مشاهدات : 330

مدرسه علمیه بانو امین

فریاد مهتاب

فاطمه کسی است که سالیانه هفتاد هزار دینار سرخ درآمد داشته است. یعنی بیش از سیصد کیلو طلا ی سرخ! این فقط در آمد یک سال اوست ،اصل سرمایه ی او خیلی بیش از این حرف هاست .آری دشمن خیال نکند فاطمه بیمار است و میدان را خالی کرده است، نه، او تازه به میدان مبارزه آمده است .

فاطمه در بستر بیماری قرار گرفته است،این همان چیزی بود  که دشمنان می خواستند. گرچه بیمار شده است، اما هنوز به فکر یاری امام زمان خویش است ، او دختر خدیجه است ،همان بانویی که تمام ثروت خود را در راه پیامبر صلی الله علیه و آله خرج کرد و او را با تمام وجود یاری نمود . فاطمه هم می خواهد اکنون با ثروت خود علی علیه السلام را یارری کند .او به فکر آغاز یک نبرد اقتصادی بود .اما چگونه ؟مگر او چقدر پول دارد ؟

شاید تو هم خیال کنی فاطمه سلام الله علیها فقیر است ؟

فاطمه کسی است که سالیانه هفتاد هزار دینار سرخ درآمد داشته است. یعنی بیش از سیصد کیلو طلا ی سرخ!

این فقط در آمد یک سال اوست ،اصل سرمایه ی او خیلی بیش از این حرف هاست .آری دشمن خیال نکند فاطمه بیمار است و میدان را خالی کرده است، نه، او تازه به میدان مبارزه آمده است .

(فدک )

شمشیر برنده فاطمه زهرا سلام الله علیها

فدک روستایی آباد ،دارای خاک حاصل خیز و چشمه های آب فراوان با نخلستان های زیاد، که فاصله آن تا مدینه دویست و هفتاد کیلومتر است .جریان به سال هفتم هجری بر می گردد ، یعنی حدود سه سال قبل .یهودیان قلعه خیبر دور هم جمع شدند و تصمیم گرفتند تا به مدینه حمله کنند، اما پیثثامبر از تصمیم آنها با خبر شد و با سپاه بزرگی به سوی خیبر حرکت کرد .قلعه خیبر به محاصره ِنیروهای اسلام درآمد. سپاه اسلام به سوی قلعه نزدیک شد، اما برق شمشیر مرحب (پهلوان یهود) همه را فراری داد. سپاه اسلام مجبور به عقب نشینی شد و سر انجام پیامبر تصمیم گرفت تا علی را به جنگ پهلوان یهود بفرستد.جنگ سختی میان این دو پهلوان در گرفت و سر انجام مرحب به قتل رسید .علی به قلعه حمله کرد و آن را فتح کرد.

در نزدیکی های خیبر گروه دیگری از یهودیان، در فدک زندگی می کردند. پیامبر قصد داشت به فدک حمله کند،که پیرمردی به سوی اردوگاه آمد و سراغ پیامبر را گرفت،او فرستاده مردم فدک بود ، به پیامبر عرض کرد ای محمد مردم فدک مرا فرستاده لاند تا من از طرف آنها با شما پمان لح امضاء کنم، آنها حاضرهستند که نیمی از روستای فدک را به شما بدهند و ما از حمله به آنها صرف نظر کنی و در مقابل آنها فرمانروایی شما را نیز قبول کنند.

آری روستای فدک بدون هیچ گونه جنگ و لشگر کشی تسلیم شد.در این میان جبرئیل نازل شد و آیه ششم سوره حشر را نازل کرد:

خدا فدک را به پیامبر بخشد ،فدک مال پیامبر شد.پیامبر شخصی را در فدک به عنوان کارگزار خود قرار داد و به سوی مدینه بازگشت. ایشان ابتدا به خانه فاطمه رفتند ،ناگهان جبرییل نازل شد و آیه 26 سوره اسراءرا بر پیامبر خواند (و آت ذا القربی حقه)

خدا می گوید که تو باید فدک را به فاطمه بدهی ،فدک از این لحظه به بعد مال اوست .پیامبر نگاهی به فاطمه کرد و فرمود:دخترم ، من فدک را به تو بخشیدم .فاطمه به فقرای مدینه خبر داد تا به خانمه او بیایند و همه آن غنایم را بین آنها تقسیم کرد .

اکنون می دانی که فاطمه ثروتی بس بزرگ دارد.

در همین روزها کارگزار او از فدک می آید و در آمد امکسال فدک را به او تحویل می دهد، فاطمه با این پول می تواند کارهای زیادی بکند.اما در گوشه ای از مدینه جلسه ای تشکیل شده است .

ای خلیفه! تو می دانی که مردم بنده دنیا هستند و همه به پول علاقه دارند، تو باید فدک ار از فاطمه بگیری تا مردم به این خاندان علاقمند نشوند .

منبع:فریاد مهتاب ،مهدی خدامیان آرانی 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :