دوشنبه - 2020 سپتامبر 21 - 4 صفر 1442 - 31 شهريور 1399
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 269357
تاریخ انتشار : 7 خرداد 1399 11:7
تعداد بازدید : 61

تفسیر جزء بیست و شش و بیست و هفتم قران کریم

مدرسه علمیه حضرت زینب کبری سلام الله علیها تفسیر جزء بیست و شش و بیست و هفتم قرآن را به صورت مجازی برگزار کرد
undefined
به گزارش معاونت فرهنگی مدرسه، در بیست و ششمین روز از ماه مبارک رمضان تفسیر جزء ۲۶ و ۲۷ توسط استاد گرانقدر سرکار خانم جواهری در ۳۱ اردیبهشت به صورت مجازی برگزار شد.
خانم جواهری در تفسیر سوره محمد آیه ۲۴ بیان کرد: قرآن تنها برای تلاوت کردن نیست. اما آنچه که خداوند از ما می خواهد غیر از تلاوت، تدبر کردن را می خواهد و تلاوت قرآن باید مقدمه ای باشد برای تدبر کردن. همه مأمور به تدبّر در قرآن هستند و تدبّر، اختصاص به گروه خاصى ندارد. كسانى كه تدبّر در قرآن را رها كرده و با قرآن برخوردى سطحى دارند، مورد توبيخ خداوند قرار مى گيرند. شرط بهره ورى از مفاهيم عالى وحى و قرآن، سعه صدر و داشتن قلبى باز و سالم و تدبّر در آن است. نشانه عقل و قلب سالم، تدبّر در آيات قرآن است.
در ادامه و تفسیر آیه ۲۵ گفت : «سَوَّلَ لَهُمْ» يا به معناى زيباسازى زشتى ها و وارونه نماياندن واقعيّات است و يا به معناى «تسهيل» و آسان سازى است، يعنى شيطان راه انحراف را براى انسان آسان جلوه مى دهد.
«أَمْلى » يا به معناى مهلت دادن و يا به معناى امداد و يارى رساندن است.
قرآن در مورد کارهای شیطان عبارت های مختلف می گوید: وسوسه ، امر به فحشا و زشتى ها، زينت دادن كارهاى زشت ، ايجاد ترس و وحشت و دشمنى ، وعده فقر و تهيدستى ، بد قولى و خلف وعده ، اسراف و بازداشتن از ياد خدا ، اختلاف و تفرقه ، تمرد و نافرمانى ايجاد شك و ترديد و.....،البتّه قرآن راه درمان و فرار انسان از شيطان را در دو چيز معرّفى مى كند: ۱- به ديد دشمن به شیطان نگاه کنید .۲- در برابر شرور شيطان، به خداوند پناه ببریم و عاقبت آن جز ارتداد چیز دیگری نیست.
 و با جلوه ها و وسوسه ها به جدّيت مبارزه کنیم ، آگاهى و علم به تنهايى كارى از پيش نمى برد. زيبا جلوه دادن بدى ها و آرزوهاى طولانى، ابزار كار شيطان است.
در آیه بعد از منافق، براى حفظ خود به دنبال افراد مخالف مى گردد و اگر در تمام جهات با او قدر مشترك نداشت، به همان مقدار كه وجوه مشترك دارند، همكارى و بلكه اطاعت مى كند. افراد ناراضى، آسيب پذير و در تيررس توطئه هاى مخالفان هستند. افراد منافق به كسانى كه از احكام الهى ناراحت و ناراضى هستند، وعده پشتيبانى و حمايت و حتّى اطاعت مى دهند و پيروى از منحرفان حتّى در بعضى امور، قابل سرزنش و توبيخ است. منافقان به هوش آيند كه خداوند از كارهاى مخفى آنان آگاه است و ممكن است هر لحظه آنان را رسوا كند. بنابراین اگر انسان باور داشته باشد كه خداوند تمام كارهاى مخفى و اسرار او را مى داند، توطئه چينى را كنار گذارده و با مردم شفّاف برخورد مى كند.
استاد جواهری در ادامه و تفسیر آیه ۸ و ۹ سوره فتح گفت: « تُعَزِّرُوهُ» از «تعزير» به معناى بازداشتن است و مقصود آن است كه پيامبر صلى الله عليه و آله را از هرگونه اذيّت و آزار حفظ كنيد. پيامبر در همه حال ناظر و گواه بر اعمال ماست. پیامبر اکرم علاوه بر بشارت دهنده نذیر نیز است. و وظیفه مردم این است: ۱.ایمان به خدا و پیامبرش ۲. پیامبر را از هر گونه آزار و اذیت دور نگه داریم. ۳. پیغمبر را عزیز و بزرگ بشماریم و در آخر خدا را تسبیح کنیم.
در ادامه و آیه ۱۰ افزود : «بيعت» به معناى پيمان و تعهّد است. كسى كه با ديگرى بيعت مى كند، گويا مال و جان خود را براى اهداف او در معرضِ بيع و فروش قرار مى دهد. بنابر این ايمان به پيامبر و نصرت و تكريم او بايد به صورت يك تعهّد و جريان هميشگى باشد، نه برنامه اى موقّت و موسمی و بيعت گرفتن از مردم، منافاتى با توحيد و توكّل ندارد چون عمل و تصميم پيامبر، همان اراده و خواست خداوند است. اگر دست بیعت به خدا دادید یعنی دست خدا را گرفتید و این را بدونید که قدرت خدا مافوق همه قدرت هاست. پس کسی که این بیعت را انجام داد لطف خدا شامل حالش می شود و گرنه نه نقص عهد کند بر علیه خودش بوده است.
خانم جواهری در ادامه و آیه آخر سوره فتح اشاره کرد: در آغاز سوره، پيامبر صلى الله عليه و آله مورد خطاب بود، «إِنَّا فَتَحْنا لَكَ» در پايان سوره نيز محور آن، رسول خدا است. «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ»
در اين آيه، شيوه ى ارتباطات يك مؤمن با اطرافیان ترسيم شده است:
۱. رابطه با بيگانگان. «أَشِدَّاءُ» شدت و سختى.
۲. با خودى ها. «رُحَماءُ» محبت و مهربانى.
۳. با خداوند. «رُكَّعاً سُجَّداً» عبوديت و بندگى.
۴. با خود. «يَبْتَغُونَ» تلاش و كوشش و اميد به فضل خدا.
تشبيه جامعه اسلامى به مزرعه كشاورزى، قابل دقت است زيرا: ۱. كشت، از درون زمين است، عقيده نيز از درون انسان است. ۲. كشت، در محيط مناسب رشد مى كند، جامعه اسلامى هم نياز به زمينه هاى مناسب دارد. ۳. كشت، داراى رشد طبيعى و تدريجى و اصيل و ثابت است، رشد امت اسلامى نيز مراحل و ثبوت و اصالت دارد.
اين آيه، هم به نشانه هاى ظاهرى مؤمن اشاره كرده كه خضوع و خشوع در گفتار و رفتار است و و هم به استوارى و ريشه دار بودن عقيده در دل و  جان مؤمن كه همواره در حال رشد و گسترش است. بخش هايى از تورات و انجيل فعلى، دست نخورده و تحريف نشده است، لذا قرآن در مواردى به آنها استناد مى كند. در اینجا رشد كمى و كيفى مسلمانان، كفّار را عصبانى مى كند. مسلمانان بايد در برابر دشمن؛ خشونت، قاطعيّت، صلابت و شدّت داشته و در برابر ديگر مؤمنان؛ رأفت، مودّت، رحمت و عطوفت، مهر و احساسات داشته باشند و بى تفاوتى ممنوع، مسلمان بايد مظهر حبّ و بغض باشد. پس عبادت مومن هم موسمی نیست ولی اگر هم ایمان می آورند و عمل صالح کنند خداوند می فرمایند من خدا آمرزش می گذارم هم اجر عظیم می دهم.
استاد در ادامه و تفسیر سوره حجرات آیه ۶ گفت: بر اساس روايات متعدّد از طرق شيعه و سنّى، اين آيه درباره وليدبن عقبه  و جمع آوری زکات نازل شده است. زيرا پيامبر او را براى جمع آورى زكات از قبيله بنى مصطلق اعزام داشت، امّا از آنجا كه ميان او و اين قبيله در دوران جاهليّت، خصومتى شديد بود، هنگامى كه اهل قبيله به استقبال او مى آمدند، گمان كرد كه به قصد كشتن او آمده اند. لذا جلوتر نرفت و نزد پيامبر بازگشت و خبر داد كه مردم از پرداخت زكات خوددارى كرده اند. پيامبر از اين خبر ناراحت شد و تصميم گرفت آنان را گوشمالى دهد. آيه فوق نازل شد و در مورد خبر فاسق دستور تحقيق داد. روشن است كه فسقِ وليدبن عقبه، از ابتدا روشن نبود و گرنه پيامبر شخص فاسق را به عنوان نماينده خود جهت دريافت زكات اعزام نمى كرد، بلكه پس از دروغى كه وليد در مورد سرباز زدن قبيله بنى المصطق از پرداخت زكات گفت، اين آيه فسق او را آشكار ساخت تا پيامبر و مؤمنان بر اساس خبر او عمل نكنند.
 سؤال: در اين آيه دستور تحقيق و بررسى آمده، ولى درآيه ى 12 همين سوره، تجسّس، حرام شمرده شده است، آيا مى شود تحقيق و تفحّص، هم حرام باشد و هم واجب؟
پاسخ: آنجا كه تجسّس حرام است، درباره ى رفتار شخصىِ مردم است كه ربطى به زندگى اجتماعى ندارد، ولى آنجا كه واجب است، موردى است كه به جامعه مربوط است و مى خواهيم بر اساس آن، اقدام و عملى انجام دهيم كه اگر به خاطر احترام فرد، تحقيق و بررسى نكنيم ممكن است جامعه در معرض فتنه و آشوب قرار گيرد.
«فسق» در لغت به معناى خارج شدن است و در اصطلاح قرآنى، به خارج شدن از راه مستقيم الله گفته مى شود. واژه «فسق»، در قالب هاى گوناگون، پنجاه و چهار بار در قرآن آمده و در موضوعات و مصاديق مختلفى به كار رفته است.(فرعون. فاسقون و...) بنابراین افراد مؤمن بايد اهل تحقيق و بررسى باشند، نه افرادى زودباور و سطحى نگر.
در طول تاريخ، انبيا با مردم و اجتماعاتى روبرو بوده اند كه به انواع بيمارى هاى اجتماعى و اخلاقى مبتلا بوده اند و حتّى امروز با آن همه پيشرفت هاى مهمى كه در زندگى بشر شده است، هنوز آن بيمارى ها به قوّت خود باقى است. بيمارى هايى همچون:
۱. تقليد كوركورانه از نياكان و پيروى از عادات و آداب و رسوم خرافى.
۲. پيروى از خيالات، شايعات، پيشگويى ها و رؤياهاى بى اساس.
۳. داورى و موضع گيرى بدون علم، ستايش يا انتقاد بدون علم و نوشتن و گفتن بدون علم.
۴. داروي شفابخش براى همه آن بيمارى ها، تحقيق و بررسى است كه در اين آيه آمده است.
اگر جامعه اهل دقّت و تحقيق و بررسى باشد، همه ى اين آفات و بلاهاى اجتماعى يكسره درمان مى شود. اسلام درباره ى چگونگى سخن و نقل خبر تأكيدهاى فراوانى كرده است. قرآن از كسانى كه هر خبرى را مى شنوند و نسنجيده آن را نشر مى دهند، به شدّت انتقاد كرده و مى فرمايد: خبر را به اهل استنباط عرضه كنيد و اگر حقّانيّت آن ثابت شد، آنگاه آن را پخش كنيد. يكى از اهداف خبرگزارى هاى فاسق، ايجاد فتنه و بهم زدن امنيّت نظام است. قرآن براى كسانى كه با پخش اخبار دروغ، در جامعه دغدغه ايجاد مى كنند، كيفرى سخت معيّن فرموده است. پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در سال آخر عمر شريف خود در سفر حج فرمودند: كسانى كه خبرهاى دروغى از من نقل مى كنند، زيادند و در آينده زيادتر خواهند شد، هر كس آگاهانه به من نسبت دروغ بدهد، جايگاهش دوزخ است و هر چه از من شنيديد، به قرآن و سنّت من عرضه كنيد، پس اگر موافق آن دو بود بپذيريد و گرنه ردّ كنيد. بنابراین طبق این آیه افراد مؤمن بايد اهل تحقيق و بررسى باشند، نه افرادى زودباور و سطحى نگر و افشاگرى و رسوا كردن افرادى كه كارشان سبب فتنه است، مانعى ندارد. زمينه فتنه دو چيز است: تلاش فاسق، زودباورى مؤمن.
درسته که اصل در اسلام، اعتماد به مردم است، امّا حساب كسى كه فسق او بر همه روشن شد، از افراد عادّى جداست. افراد فاسق، در صدد ترويج اخبار دروغ و نوعى شايعه پراكنى هستند. پس ایمان با خوش باوری سازگاری ندارد و باید آن را کنار بزاریم و بدانیم جامعه اسلامی در معرض تهاجم خبری است و مردم باید هوشیار باشند و در مديريّت، بايد علاج واقعه را قبل از وقوع كرد. ابتدا تحقيق و سپس اقدام كنيم. يكى از اهداف خبرگزارى هاى فاسق، ايجاد فتنه و بهم زدن امنيّت نظام است و کسی که این کار را بکند در آخر پشیمانی خواهد داشت.
استاد تفسیر در ادامه و تفسیر آیه ۱۳ بیان داشت : دراين آيه به سه اصل مهم اشاره شده است: اصل مساوات در آفرينش زن و مرد، اصل تفاوت در ويژگى هاى بشرى و اصل دیگر تقوا ملاك برترى است. تفاوت هايى كه در شكل و قيافه و نژاد انسان ها ديده مى شود، حكيمانه و براى شناسائى يكديگر است، نه براى تفاخر. قرآن، تمام تبعيض هاى نژادى، حزبى، قومى، قبيله اى، اقليمى، اقتصادى، فكرى، فرهنگى، اجتماعى و نظامى را مردود مى شمارد و ملاك فضيلت را تقوا مى داند. پس ادّعاى تقوا و تظاهر به آن نكنيم كه خدا همه را خوب مى شناسد.
خانم جواهری در ادامه و تفسیر سوره طور آیات ۱ تا ۸ گفت: علت نامگذاری سوره همین آیه است. «طور» در لغت به معناى كوه است، ولى ظاهراً مراد از آن در اينجا، كوهى در منطقه سينا مى باشد كه ميقات خدا با حضرت موسى علیه السلام بود. كوه طور مكانى مقدّس است و در قرآن چنين توصيف شده است.
مراد از «كِتابٍ مَسْطُورٍ»، كتب آسمانى همچون تورات و قرآن است كه در صفحات نازك پوست نگاشته مى شده و البتّه باز و گشوده بوده است، نه پيچيده و بسته. بنابراین تمام این قسم ها خورده شد فقط بخاطر این جواب قسم: اگر کسی گناه کند به عذاب الهی دچار می شود. و خداوند قسم می خورد که عذاب بر گناه کاران واقع می شود و هیچ کسی برای او دفع کننده نیست.
خانم جواهری در پایان و تفسیر سور قمر آیات ۱۷ تا ۲۴ اشاره کرد: این آیه  ۴ بار در همین سوره تکرار می شود.
قرآن از ابعاد گوناگونى آسان است، از جهتِ لفظ كه تلاوت آن را آسان و در عين حال زيبا كرده است؛ محتوى كه شامل داستان و مثال هاى بسيارى است و همچنين مطابقت با فطرت بشرى كه پذيرش مطالب آن را آسان مى كند و وظيفه هدايتگران، آسان گوئى است. قرآن، آسان است ولى سست نيست. هر كسى لياقت بهره گيرى از قرآن را ندارد، بهره گرفتن مخصوص اهل ذكر است نه اهل غفلت. قوم عاد از هلاكت قوم نوح عبرت نگرفتند و خداوند بادی سرد نازل کرد و آنان را از بین برد. خداوند در اینجا خطاب به ما می کند که قرآن را بر شما نازل کردم و باید ها و نباید ها بیان شد .  آیا پند گیرنده ای از این قرآن است که نخواهم بلاهایی که سر پیشین آمده را دوباره سر قوم دیگر بیاورم.




نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :