دوشنبه - 2018 فوريه 19 - 4 جمادي الثاني 1439 - 30 بهمن 1396
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 218214
تاریخ انتشار : 8 شهریور 1396 6:55
تعداد مشاهدات : 145

حوزه علمیه باقرالعلوم علیه السلام

روزی که شهیدبهشتی شهیدباهنر را عصبانی کرد

سال 56 با آقای بهشتی در مشهد بودیم ...به اتفاق خانواده، خانه ای را گرفته بودیم و در آنجا بودیم. شهید باهنر به منزل ما در مشهد آمدند، گفتند آقای بهشتی هستند؟ گفتم بله. شهید باهنر وقتی آقای بهشتی را دیدند گفتند: دوستان به من گفته اند که شما در مشهد هستید و من هم آمده ام تا همراه شما به جلسه دوستانه برویم.
سال 56 با آقای بهشتی در مشهد بودیم ...به اتفاق خانواده، خانه ای را گرفته بودیم و در آنجا بودیم. شهید باهنر به منزل ما در مشهد آمدند، گفتند آقای بهشتی هستند؟ گفتم بله. شهید باهنر وقتی آقای بهشتی را دیدند گفتند: دوستان به من گفته اند که شما در مشهد هستید و من هم آمده ام تا همراه شما به جلسه دوستانه برویم. آقای بهشتی تقویم خود را درآوردند و گفتند: فردا ساعت 8 خوب است؟ من به آقای بهشتی گفتم مگر الان چه برنامه ای دارید؟ گفت: قول داده ام خانم و بچه ها را به پارک ببرم. آقای باهنر با شنیدن این جمله از عصبانیت رنگ صورتشان قرمز شد. شهید باهنر گفت: ما دوستان کنار هم جمع شده ایم و شما خانم و بچه ها را می خواهید به پارک ببرید؟ شهید بهشتی گفت: همین که گفتم. شهید باهنر گفت: آقای اژه آی (یعنی من=داماد شهیدبهشتی) خانواده را ببرند. شهید بهشتی گفت: من قول داده ام که خودم آنها را به پارک ببرم. فردای آن روز که به جلسه رفتند شهید باهنر و آیت الله مهدوی کنی به آقای بهشتی گفتند ما دوستان بعد از آزادی از زندان دور هم جمع شده ایم و حال شما خانواده خود را به پارک می برید؟ آقای بهشتی فرمودند: دوستان، مگر قرار نیست که ما می خواهیم یک انقلاب کنیم؟ در این انقلاب وعده هایی به مردم می دهیم. اگر نتوانیم به وعده ای که به همسر و بچه هایمان می دهیم عمل کنیم، آنوقت چطور می خواهید به وعده های فراگیر ملی عمل کنیم؟ من این را از اصول اساسی انقلاب می دانم که حتی اگر به کودکمان هم قولی را دادیم در هیچ شرایطی آن قول را زیرپایمان نگذاریم. البته وقتی که قول می دهیم ابتدا فکر کنیم این قول عملی و مناسب هست یا خیر.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :