چهارشنبه - 2017 دسامبر 13 - 25 ربيع الاول 1439 - 22 آذر 1396
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 204247
تاریخ انتشار : 16 اسفند 1395 21:18
تعداد مشاهدات : 107

مدرسه علمیه حضرت ولی عصر(عج)

مکالمه عربی با استاد جان محمدی- مدرسه علمیه حضرت ولی عصر(عج)

مکالمه حضوری درس 3...


ترجمه مکالمه 2 به عربی

 

ليلَی: سلام عليکَ. کيف حالُکَ؟

سمير: عليکِ السلامُ. بخير، و أنتِ؟ أو کيف حالُکِ؟

ليلی: الحمدُ لله. هل قرأتَ قصّةَ «العجوزةَ و الهرَّةَ»؟

سمير: نعم، کانت جيدٌّ جدّاً، لکن ما فهِمتُ لماذا ضجِرَتْ الهرَّةُ.

ليلی: لأنَّ المرأةَ العجوز خرجَتْ من البيتِ. بالمناسبة ما اسمُ العجوزة؟

سمير: أظُنُّ کان اسمُ العجوزةِ «نور» و اسم الهرَّةِ «نُونُو».

ليلی: بعد ذهابِ العجوزةِ ما فعلتْ الهرَّةُ؟

سمير: بدأتْ تَلعَبُ بکرة خيطان الصُّوف.

ثمّ التَفَّ الخيطُ حولَ الزهريَّةِ و شدَّتْ «نونو» الخيطَ فوَقعَتْ الرَّهريَّةُ علی الأرضِ و تَحطَّمَتْ.

ليلی: هل بامکانکَ أن تذکُرَ عدَّةَ اسماءً باللغة العربيَّة؟

سمير: نعم، بهاء، هالة، بهيَّة، مَيّادة، نجاة، سناءَ، و …

ليلی: هل تَعلَمُ لماذا يُستَعمَلُ اسمُ بعض الدول العربية مقترناً بالألف و اللام؟

سمير: هذا الأمرُ سماعيٌّ. بالمناسبة أينَ تقعُ عاصمةُ ايرانَ؟

ليلی: عاصمةُ ايرانَ هي مدينةُ طهرانَ.

سمير: ما هي العملةُ في ايرانَ؟ أو ما هي العملةُ الايرانية؟

ليلی: العُملة الايرانيةُ ريالٌ، أو عملةُ ايرانَ ريالٌ

سمير: عاصمةُ مصرَ هي القاهرةُ و عملتُها الجُنَيهُ.

ليلی: يجب عليَّ أن أذهبَ.

سمير: إذهبي رافقَتکِ السلامةُ، في أمان الله

ليلی: في أمان الله و حفظه

 

للتعريب3

سامر: ببخشيد، سالن انتظار کجاست؟

هند: نمی­دانم. از مسؤول اطلاعات بپرسيد.

سامر: ممنون خانم، حتماً می­پرسم.

هند: برای چه به ايران آمديد؟

سامر: آمدم در مؤسسه زبان ايران زبان عربی تدريس کنم و الآن برای ديدن خانواده­ام به قاهره می­روم. شما برای چه به ايران آمديد؟

هند: من به ايران آمدم تا زبان فارسی را ياد بگيرم.

سامر: چه خوب، ياد گرفتيد؟

هند: بله، الآن می­توانم به زبان فارسی صحبت کنم.

سامر: چند سال طول کشيد؟

هند: چهار سال طول کشيد. آه، ببخشيد شما صدای گوينده را می­شنويد؟

سامر: بله، می­گويد: هواپيمای شماره 198 بزودی پرواز می­کند لطفاً برای سوار شدن آماده شويد.

هند: از کدام در بايد بيرون برويم؟

سامر: فکر کنم از در شماره دو بايد خارج شويم. عجله کنيد به اتوبوس نقل مسافر برسيم.

هند: شما برويد من با مادرم می­آيم. به اميد ديدار

سامر: به اميد ديدار



نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :