سه شنبه - 2017 نوامبر 21 - 3 ربيع الاول 1439 - 30 آبان 1396
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 193523
تاریخ انتشار : 25 تیر 1391 0:6
تعداد مشاهدات : 218

تحقيق پاياني _مدرسه علميه الزهرا(س)واوان

علل و راهکارهای مقابله با غضب با محوريت قرآن و روایات

معنای لغوی غضب غضب به معنای خشم، ناخشنودی و ضد رضایت ، و هیجان و جوشش خون قلب برای انتقام گرفتن ذکر شده است.

بانک جامع تحقیقات پایانی (پایان نامه سطح دو (کارشناسی)) طلاب حوزه علمیه خواهران استان تهران

مدرسه علمیه الزهرا(س)واوان

عنوان اثر

سال دفاع

نام و نام خانوادگی طلبه

نام و نام خانوادگی استاد راهنما

نام و نام خانوادگی استاد داور

واژگان کلیدی

علل و راهکارهای مقابله با غضب

با محوريت قرآن و روایات

 

 1391

 

زهراسیفی زاده

 

سرکار خانم نعیمی

 

 

 

غضب،رذایل اخلاقی،فضایل اخلاقی،حلم و کظم غیظ، عفو، ،مدارا.

 

چکــیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــده

غضب در لغت به معنای خشم و ضدرضایت و در اصطلاح، شعله ور شدن نفس انسان و خروج آن از اعتدال به سوی شدت بر اثر ناملایمات است؛ که انسان بواسطه ی این نیرو با موانع موجود در مسیر حرکتش مقابله می کند. در قرآن و روایات لفظ غضب در رابطه با خداوند و انسان استعمال شده است؛ که نسبت به خداوند به معنای کیفر و قهر الهی است. اما در مورد انسان سه جنبه منظور می گردد، جنبه تعادل که حفظ این قوا بر مسیر وسط و در راستای فرامین الهی و حفظ بقا است، جنبه تفریط که منجر به بی تفاوتی نسبت به حق می گردد، و جنبه افراط یا به بیان دیگر عصبانیت و غضب؛ که در این نوشتار به علل و شیوه های مقابله با آن اشاره می شود. علل عصبانیت را می توان با توجه به مرکب بودن انسان از جسم و روح و تأثیر پذیری هر یک از دیگری در دو جهت بررسی کرد، اموری که مربوط به جسم مادی است، از جمله بیماری ها، خلل در خواب و تغذیه، آب و هوا و ... که همگی روی بدن و به تبع آن اخلاق و رفتار انسان اثر می گذارد. و اموری که مربوط به روان، اخلاق و رفتار انسان می شوند؛ مانند بعضی صفات، چون­­- تکبر و پیروی از هوای نفس و ... ­-، نداشتن برنامه و بهم ریختگی امور پیرامون فرد، نرسیدن به اهداف و ... . لذا برای بازگشت دوباره غضب به حالت تعادل باید در ابتدای راه آن را به عنوان رذیله و عاملی برای دوری انسان از مقام کمال شناخته، و سپس طریقه و راه خروج آن به سوی تعادل را یافت. اگر عامل جسمی است، با رفع بیماری، رسیدگی به سلامت قوای عصبی، و اگر علت اخلاقی و روحی است، از طریق مقابله با رذایل و کسب فضایل.

 

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :