دوشنبه - 2018 دسامبر 10 - 2 ربيع الثاني 1440 - 19 آذر 1397
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 188644
تاریخ انتشار : 2 مهر 1392 3:29
تعداد بازدید : 184

تحقیق پایانی مدرسه علمیه کوثر ورامین

آزادی مخالفان سیاسی در حکومت امام علی ( ع)

با توجه به مطالبی که بیان گردید می‎توان چنین ارزیابی کرد: اسلام نه تنها آزادی را نفی نمی‎کند بلکه از آن به عنوان موهبتی الهی یاد کرده و آن را مهمترین ابزار انسان برای رسیدن به کمال و قرب الهی معرفی می‎نماید. از نظر دین مبین اسلام، انسانیت انسان در گرو آزادی و رهایی او در همه عرصه‎های زندگی است. یکی از مهمترین عرصه‎های آزادی، عرصه سیاست است. انسان‎ها در انتخاب حاکم و نظارت بر عملکرد آن‎ها باید آزاد باشند و بتوانند عقاید و اندیشه‎های خود را آزادانه بیان کنند. در هر حکومتی لازم است آزادی احزاب و گروه‎‏ها، خصوصاً مخالفان محترم شمرده شده و مانند هر انسان دیگری به آنان نیز حق ابراز نظر داده شود. در این صورت است که آزادی در عرصه سیاست مفهوم می‎یابد. در هر حکومتی برخورد حاکمان با مخالفان نشان دهنده شیوه حکومتی و مشی سیاسی آن‎ها می‎باشد. اگر حکام، مخالفان خود را در بند کشیده و اجازه هیچ عملکردی را به آنان ندهند، این عمل آنان حاکی از حکومت دیکتاتوری آن‎ها است و چنانچه میدان عمل را باز بگذارند و حتی در صورت از بین رفتن امنیت جامعه نیز هیچ برخوردی با مخالفان ننمایند، در این صورت حکامی نالایق و ترسو هستند که جامعه را به هرج‎ و مرج می‎کشانند. آنچه صحیح است همان روشی است که امام علی(عليه السلام) در برخورد با مخالفان خود اتخاذ نمودند. امام علی(عليه السلام) در شرایطی با اصرار مردم حکومت را پذیرفتند که جامعه در آشفتگی بسیاری به سر می‎برد. جنجال مرگ عثمان از یک سو و مشکلاتی که خلفای سابق با بی‎کفایتی خود ایجاد نموده بودند از سوی دیگر، حضرت(عليه السلام) را با مشکلات فراوانی روبه رو ساخته بود. علاوه براین از آنجا که روش سیاسی امام(عليه السلام) در اداره جامعه، براساس سنت نبوی و بر معیار حق و عدالت بود، سبب بروز مخالفت‎های فراوانی از سوی بسیاری از ثروتمندان گردید. مخالفان امام (عليه السلام) افراد ذی نفوذی چون طلحه، زبیر و عایشه و مکارانی چون معاویه و عمروعاص یا جاهلانی چون خوارج بودند که خطری جدی برای حکومت ایشان محسوب می‎شدند. با توجه به شرایط جامعه و خطر این مخالفان، شاید اگر هر حاکم دیگری بود، فوراً آنان را سرکوب کرده و اجازه‎ی هیچ عملی را به آن‎ها نمی‎داد. اگرچه حضرت علی(عليه السلام) قدرت سرکوب مخالفان خود را داشتند اما از آنجا که هدفشان اصلاح مردم و جامعه بود نه رسیدن به قدرت و مقام، لذا برخلاف خلفای سابق به جای متوسل شدن به سیاست زور و فشار و خشونت، روش استدلال، منطق و گفتگو را در پیش گرفتند. در برخورد امام(عليه السلام) با این سه جناح مخالف، چند نکته حائز اهمیت است: اول آنکه با توجه به اینکه امام(عليه السلام) به خوبی می‎دانستند که آن‎ها قصد آشوب، توطئه و جنگ را دارند ولی تا زمانی که اقدام عملی برای جنگ نمی‎کردند با آنان برخورد فیزیکی نمی‎نمودند بلکه با فرستادن نمایندگانشان به سوی آن‎ها، می‎خواستند خواسته‎ها و عقایدشان را بیان داشته و انتقاداتشان را ابراز کنند و پس از شنیدن عقاید و نظراتشان با سخنانی مستدل و منطقی به گفتگو و احتجاج با آن‎ها می‎پرداختند. نکته دوم آن است که امام(عليه السلام) به علت مخالفت این افراد با حکومت، هیچ یک از حقوق اجتماعی و سیاسی آنان را قطع ننموده و مانند دیگر افراد جامعه سهمشان از بیت‎المال را پرداخت کرده و به آن اجازه ورود در مجامع مختلف را می‎دادند. سومین مطلب آن است که امام(عليه السلام) پس از اینکه مجبور می‎شدند با آنان وارد جنگ شوند، هرگز به یاران خود اجازه نمی‎داند آغاز کننده نبرد باشند بلکه آنان را نصیحت کرده و سعی می‎کردند مانع از خونریزی و کشتار مسلمانان شوند. نکته آخر آنکه حضرت(عليه السلام) اگرچه به مخالفان خود آزادی بیان در ابراز عقاید و خواسته‎هایشان را می‎دادند ولی هرگز حاضر نشدند مخالفان معاند با حکومت اسلامی و قدرت‎پرستان دنیاطلب را به عنوان والی مردم بر سرزمینی بگمارند. همانگونه که در برخورد ایشان با خواسته طلحه و زبیر مبنی بر مشارکت در امور حکومتی و در عزل معاویه از حکومت شام مشاهده نمودیم. اگرچه آزادی‎هایی که امام(عليه السلام) به مخالفان خود می‎دادند به ضرر حکومت ایشان بود ولی ایشان راضی نمی‎شدند برای حفظ حکومت خود، حقوق انسانی را تضییع نمایند. آن حضرت(عليه السلام) به مخالفان نیز همانند انسانهای دیگر می‎نگریستند و نعمت آزادی را حق طبیعی آن‎ها می‎شمردند.

عنوان اثر

سال دفاع

نام و نام خانوادگی طلبه

نام و نام خانوادگی استاد راهنما

نام و نام خانوادگی استاد داور

واژگان کلیدی


آزادی مخالفان سیاسی در حکومت امام  علی ( ع)

1392
اعظم جلیلی
صدیقه نصری
فرزانه نیکو برش
آزادي، آزادي در اسلام، آزادي سياسي، مخالف، حكومت، ناكثين، قاسطين، مارقين

چکــیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــده


يكي از امور فطري بشر، كه متفكران بسياري را به بحث پيرامون خود واداشته، موهبت آزادي است. آزادي انسان در عرصه هاي مختلف اجتماعي، سياسي، مذهبي و ... همواره مورد توجه انديشمندان بوده است. مهمترين جنبه آزادي، آزادي در عرصة سياست و برخورد حاكمان با آزادي مردم خصوصاً مخالفان است. محدوده آزادي مخالفان در عملكرد و بيان عقايدشان، نقش تأيين كننده اي در سرنوشت حكومت و مردم دارد.

در اين نوشته سعي شده است تا ضمن تبيين مفهوم آزادي و بيان تفاوت ميان آزادي مورد نظر اسلام و غرب، مؤلفه هاي اصلي آزادي سياسي كه عبارتند از: حق انتخاب، حق انتقاد حكومت، آزادي انديشه، عقيده و بيان و آزادي احزاب و گروه ها، مورد مطالعه قرار گرفته و با بررسي بنيان هاي آزادي سياسي از منظر حضرت علي (عليه السلام) و عملكرد ايشان با مخالفان خود در يك حكومت الگوي اسلامي به نمايش گذاشته شود.

حضرت علي (عليه السلام) در طول مدت حكومت كوتاه خود، با سه گروه ناكثين، قاسطين و مارقين كه از مخالفان و دشمنان ايشان بودند، هرگز برخوردي مستبدانه ننمودند و هيچ يك از حقوق انساني آنان را ضايع نكردند. در حكومت ايشان مخالفان با آزادي تمام عقايد خود را بيان نموده و بدون آنكه با خشونت و شكنجه و تبعيد روبرو شوند پاسخ هاي منطقي در برابر بيان افكارشان دريافت مي نمودند. آنها تا زماني كه دست به اقدام مسلحانه نمي زدند، هيچ محدوديتي نداشتند و برخوردي با آنان نمي شد.


 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :