جمعه - 2018 ژوئن 22 - 9 شوال 1439 - 1 تير 1397
Delicious facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 188450
تاریخ انتشار : 17 مرداد 1395 11:1
تعداد مشاهدات : 602

مدرسه علمیه کریمه اهل بیت علیهم السلام

پیام ویژه امام رضا (علیه السلام) به یارانشان

ای عبدالعظیم سلام مرا به دوستانم برسان و بگو به آنان که شیطان را بر خود راه ندهند و فرمانشان بده به راستی در حدیث و پرداخت سپرده و بگو ترک کنند جدال را و خاموش باشند از آنچه سودی شان ندارد، و بهم رو آورند و با هم دیدار کنند که مایه نزدیکی به من است، و همدیگر را تکه پاره نکنند که من سوگند خوردم با خود، هر که چنین کند و یکی از دوستانم را به خشم آورد دعا کنم تا خدا او را در دنیا به سختی عذاب کند و در دیگر سرا از زیانکاران باشد و به آنها بفهمان که خدا نیکان را آمرزد و از بدکارانشان درگذرد، جز آنکه برایم شریکی آورد (یعنی در امامت)، یا بیازارد یکی از دوستانم را، یا بدی او را در دل گیرد که خدا او را نیامرزد، تا برگردد و اگر برگشت که خوب؛ و گرنه ایمان را از دلش برکند و از ولایت من به در شود و بهره ای از ولایت ما ندارد و پناه به خدا از این وضع.



عبدالعظیم بن عبدالله حسنی بن عبدالله بن علی بن حسن بن زید بن الحسن بن علی بن ابی طالب (علیه السلام) مردی متقی و پارسا و پرهیزکار و از اصحاب امام رضا و امام جواد و امام هادی (علیهم السلام) و از روات موثق و مورد اعتماد نزد آن بزرگواران بوده است. 
در روایت زیر عبد العظیم از طرف امام رضا علیه السلام مامور می گردد تا سلام و پیام امام را به شیعیان حضرت برساند :
 
امام رضا (علیه السلام) فرمود: «ای عبدالعظیم سلام مرا به دوستانم برسان و بگو به آنان که شیطان را بر خود راه ندهند و فرمانشان بده به راستی در حدیث و پرداخت سپرده و بگو ترک کنند جدال را و خاموش باشند از آنچه سودی شان ندارد، و بهم رو آورند و با هم دیدار کنند که مایه نزدیکی به من است، و همدیگر را تکه پاره نکنند که من سوگند خوردم با خود، هر که چنین کند و یکی از دوستانم را به خشم آورد دعا کنم تا خدا او را در دنیا به سختی عذاب کند و در دیگر سرا از زیانکاران باشد و به آنها بفهمان که خدا نیکان را آمرزد و از بدکارانشان درگذرد، جز آنکه برایم شریکی آورد (یعنی در امامت)، یا بیازارد یکی از دوستانم را، یا بدی او را در دل گیرد که خدا او را نیامرزد، تا برگردد و اگر برگشت که خوب؛ و گرنه ایمان را از دلش برکند و از ولایت من به در شود و بهره ای از ولایت ما ندارد و پناه به خدا از این وضع.»[1] (مجلسی، ج 74، ص 230)

امام (علیه السلام) نسبت به یارانشان انس می ورزند و از خداوند برای آنها سلامتی می طلبند.

1. سلام

یا عَبْدَ الْعَظِیمِ أَبْلِغْ عَنِّی أَوْلِیائِی السَّلامَ؛ ای عبد العظیم سلام مرا به دوستانم برسان.
امام رضا (علیه السلام) امام رئوف و مهربانی، کلام مبارکشان را با سلام به دوستان و یارانشان آغاز کردند. این دلالت دارد بر اینکه امام (علیه السلام) نسبت به یارانشان انس می ورزند و از خداوند برای آنها سلامتی می طلبند.
سلام از ریشه سلم به معنی کنار بودن از آفات ظاهری و باطنی و این کلمه (سلام) به دو صورت قابل تصور است:
الف- سلام خارجی است به معنی سلامت؛ به سلامت وارد بهشت شوید. آن روز خلود است. (ق: 34)
ب- سلام قولی است؛ مثل هرگاه کسانی که به آیات ما ایمان دارند نزد تو آیند، به آنها بگو: «سلام بر شما.»[2] (انعام: 54)
سلام قولی در اسلام، همان دعا و خواستن سلامت از خداوند برای شخص است. سلام علیکم یعنی سلامت باد از خدا بر شما و چون از جانب خداست؛ لذا تحیتی است از خدا و با برکت و پاک است. (قرشی، علی اکبر، قاموس قرآن، ج 3، ص 296)
با دقت در متن روایت پی خواهیم برد که امام (علیه السلام) با ذکر مواردی که در پی خواهد آمد، برای پیروانشان از خداوند درخواست سلامت ظاهری و باطنی کرده اند.
 
سلام از ریشه سلم به معنی کنار بودن از آفاتظاهری و باطنی است.
 
2. ورود ممنوع برای شیطان
وَ قُلْ لَهُمْ أَنْ لاتَجْعَلُوا لِلشَّیطَانِ عَلَی أَنْفُسِهِمْ سَبِیلًا؛ و بگو به آنان که شیطان را بر خود راه ندهند.
شیطان اسم خاص برای ابلیس نیست؛ بلکه مفهوم عامی دارد و به اصطلاح (اسم جنس) است که شامل هر موجود متمرد و طغیانگر و خرابکار می شود، خواه از جن باشد یا از انسانها و غیر آنها (مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، ج1، ص424)
در ریشه اصلی این واژه دو قول است:
الف- از ماده شطون به معنی بعد و دوری است و از آنجا که شیطان دور از حق و رحمت خدا است، این واژه درباره او به کار رفته است. (رک: ابن منظور، لسان العرب، ج13، ص 238)
ب- از ماده شیط به معنی آتش گرفتن و بر افروخته شدن به خاطر خشم و غضب است. (رک: همان، ج7، ص 360)
در این جا نکته مهمی وجود دارد که شیطان هرگز سرزده وارد خانه ی دل ما نمی شود و حمله او غافلگیرانه نیست، او با اجازه خود ما وارد می شود. همانگونه که قرآن می فرماید: «چرا که او تسلطی بر کسانی که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکل می کنند ندارد. تنها تسلط او بر کسانی است که او را به سرپرستی خود برگزیده اند و آنها که نسبت به او شرک می ورزند (و فرمانش را بجای فرمان خدا لازم الاجراء می دانند).»([3]نحل: 99- 100) 
به همین دلیل امام فرمودند: که شیطان را به خود راه ندهید، نفرمودند شیطان در شما ورود نکند.
اصولاً اعمال انسان هاست که زمینه های نفوذ شیطان را فراهم می سازد. چنانکه قرآن می فرماید: «چرا که تبذیرکنندگان برادران شیاطینند...»[4]اسراء: 27) (
به هرحال برای نجات از دام های رنگارنگ او و لشگریانش راهی جزء پناه بردن به ایمان و تقوی در سایه لطف پروردگار و سپردن خویشتن به ذات پاک او نیست؛ «اگر فضل و رحمت خدا نبود همگی، جز عده کمی، از شیطان پیروی می‏کردید.»[5] (نساء: 83)
 
شیطان هرگز سرزده وارد خانه ی دل ما نمی شود و حمله او غافلگیرانه نیست، او با اجازه خود ما وارد می شود.
 
3. صدق در گفتار و ادای امانت         
وَ مُرْهُمْ بِالصِّدْقِ فِی الْحَدِیثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ؛ و فرمانشان بده براستی در حدیث، و پرداخت سپرده.
صدق: مراد از صدق، خبر راست است، به عبارت دیگر، حقّ و مراد از تصدیق ایمان به آن می باشد. (قرشی، علی اکبر، قاموس قرآن، ج4، ص 116) و واژه امانت بر اطاعت، عبادت، ودیعه، ثقه و امان اطلاق شده است. (رک: ابن منظور، لسان العرب، ج 13، ص 22)
کمال راستگویی - صدق در گفتار - در این است که تا ضرورت ایجاب نکند از سخنان غیر صریح بپرهیزد که مبادا خلاف منظورش فهمیده شود و قلبش صورت کاذبی به خود بگیرد. (شبر، عبدالله، اخلاق شبر، ص 431)
این کمال راستگویی شامل صدق در اعمال و در احوال نیز می شود.
میزان و سنجش صدق در گفتار را از کلام امیرالمؤمنین (علیه السلام) در می یابیم.
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرموده است که: صدق شمشیر برنده ای است که با توجه و لطف پروردگار متعال در بندگان مخصوص او ظاهر می شود، و این شمشیر به هر موردی که فرود آید و در هر کجایی که پیدا شود از آسمان و زمین، نافذ و قاطع خواهد بود. پس هرگاه بخواهی که بدانی آیا تو از جمله صادقین هستی و یا از کاذبین، باید با کمال دقت و با نظر خالص در باطن و رفتار و کردار خود رسیدگی و تحقیق کرده، و قلب و ظواهر خود را به میزان الهی و روی حق و عدل بررسی نموده، و چنان خود را به قوانین حق عرضه بداری که گویی در پیشگاه عدل الهی حاضر آمده، و در معرض سنجش روز قیامت قرار گرفته ای. خداوند متعال می فرماید: «در روز جزاء مردم به میزان حق سنجیده می شوند»[6]((اعراف: 8) پس هر کسی که میزان او در مقام وزن کردن سنگین تر شد او رستگار خواهد بود. (گیلانی، مصباح الشریعه، ص327) 
 
پس هرگاه بخواهى که بدانى آیا تو از جمله صادقین هستى و یا از کاذبین باید با کمال دقت و با نظر خالص در باطن و رفتار و کردار خود رسیدگی و تحقیق کنید.
  
4. ادای امانت
هر آنچه در اختیار انسان گذارده شده از جمله اموال و سرمایه های انسانی، فرزندان و پست و مقام و موقعیتهای اجتماعی، مجالس و از همه مهمتر ولایت علی بن ابی طالب و ذریه اش (صلوات الله علیهم) امانات الهی هستند و خداوند نه تنها ادای امانت و رد آن را لازم دانسته، بلکه تلاش برای حفظ امانت و نگه داری از آن را ضروری شمرده است. از این رو یکی از خصال مؤمنان و نمازگزاران واقعی را حفظ امانت و تلاش برای نگه داری آن از هر گونه گزند و آسیب معرفی کرده است:
«و آنها که امانت ها و عهد خود را مراعات می کنند.»[7] (مؤمنون: 8)
لقمان حکیم ادای امانت را وسیله سلامت در دنیا و آخرت دانسته است: «پسرم امانت را ادا کن تا دنیا و آخرتت سالم بماند، و امین باش تا بی نیاز گردی.»[8] (مجلسی، بحارالانوار، ج13، ص 416)
 
نتیجه
سلامت ظاهری و باطنی با نشان دادن تابلو ورود ممنوع به شیطان بدست می آید. این عدم ورود در وجود انسانها در صورتی ایجاد می شود که صدق در گفتار داشته باشند و ادای امانت کنند و موارد دیگر مثل سکوت در جایی که معنا ندارد، و ترک جدل و اقبال و روی آوردن به دیگران و ملاقات کردن آنها و غیره که در قسمت های بعدی روایت مورد عنایت حضرت است .
 
فهرست منابع :
* قرآن کریم.
1- ابن منظور، لسان العرب، بیروت، دار صادر، چاپ چهارم، 2005م.
2- حسینی دشتی، مصطفی، معارف و معاریف، تهران، آرایه، 1385.
3- خوئی، ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، بی جا، مطبعه الآداب، بی تا.
4- شبر، عبدالله، اخلاق: ترجمه کتاب الاخلاق، جباران، محمد رضا، قم، هجرت، چاپ ششم، 1380.
5- قرشی، علی اکبر، قاموس قرآن، تهران، دار الکتب الاسلامیه، بی تا.
6- گیلانی، عبدالرزاق، مصباح الشریعه، تهران، پیام حق، 1377.
7- مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار لدرر اخبار الائمه الاطهار، تهران، المکتبه الاسلامیه، بی تا.
8- مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1377.
 
http://razavi.aqr.ir/


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :